|
گلچين
|
||
|
گلچینی از سایتها و وبلاگهای ایرانی |

بسياري از ما، دائماً نسبت به خود شك و ترديد داريم و كليه ي رفتارها و حركات خود را زير سؤال مي بريم . اطرافيان دلسوزي كه خواهان پرورش قدرت اعتماد به نفس و ... در ما هستند ناخواسته نوعي پردازش فكر را به ما آموخته اند كه به كمال گرايي منجر مي شود و عدم رسيدن به آن كمال، ناكامي به همراه مي آورد. لازم است بدانيد، ما قادر به درك برخي از اين پردازش ها هستيم و به كارگيري چند روش ساده به ما كمك خواهد كرد، رفتارهايي كه ناخواسته آموخته ايم مورد بازبيني قرار دهيم و خود را باور كنيم .
رفتارهايي كه به شما كمك خواهد كرد تا خود را بيشتر بپذيريد:
1- قضاوت هاي اخلاقي درباره خويشتن
يكي ازعواملي كه سبب مي شود نسبت به خود احساسات منفي داشته باشيم اين است كه همواره به قضاوت درباره خوب يا بد بودن اعمالتان بپردازيد و با نتيجه گيري هاي اخلاقي متعصبانه ، خود را به دليل اشتباهات و خطاهاي احتمالي شماتت كنيد.
شما مي توانيد در ارزيابي هايتان به جاي سرزنش خود نكات مثبت و منفي عمل را پيدا كرده و راهكارهاي اصلاحي متناسبي را برگزينيد.
2- تعميم دادن
يكي ديگر از مواردي كه باعث مي شود گاه خود را نپذيريد و باور نداشته باشيد، اين است كه به يك نتيجه گيري كلي درباره يك شكست خاص بپردازيد و آن را به تمام موقعيت هاي ديگر تعميم دهيد. به طور مثال شكست در يك امتحان را به كودن بودن خود نسبت دادن نوعي تعميم مي باشد كه احساس منفي نسبت به خويش ايجاد مي كند. در مثال بالا به جاي اين نوع نتيجه گيري مي توانيد نتيجه بگيريد كه رتبه شما در اين آزمون، درباره اين موضوع خاص و در اين زمان ضعيف بوده وسپس تصميم بگيريد كه چه برنامه ريزي بهتري راجع به آن مي توانيد داشته باشيد.
عادت به نتيجه گيري هاي كلي و تعميم دادن افراطي، شما را از گام نهادن در مراحل ديگر زندگي باز خواهد داشت.
3- ايده آل هاي غيرممكن
داشتن ايده آل هاي غيرممكن از ديگر مواردي است كه شما را از رسيدن به خود باوري باز مي دارد. در هر حال شما بايد بپذيريد كه ديگران وخود تان داراي كاستي ها و ضعف هايي هستيد كه دور از انتظار نمي باشد . تلاش براي كامل بودن چه از لحاظ ظاهري ، چه در موارد ديگر، آماده كردن خويش براي شكست است و اين مسئله ، عدم خودباوري را به دنبال دارد. ما بايد بياموزيم كه به جاي چيزي كه مي توانستيم باشيم به آن چيزي كه هستيم ارزش دهيم.

4- پذيرش وجود محدوديت در توانايي ها
اعتقاد به اين موضوع كه تلاش سختكوشانه تنهاعامل لازم در رسيدن به هدف مي باشد، از ديگر عوامل بازدارنده در پذيرش خويش است . قدر مسلم شما به بسياري از اهداف خود دست خواهيد يافت و به اين خاطر مي توانيد به خود اعتبار دهيد. ولي برخي از ما در مواقعي خاص علي رغم تلاش بسيار به هدف مورد نظر نزديك نمي شويم و احساس شكست مي كنيم .
ما به اين امرتوجه نمي كنيم كه براي دستيابي به هدف ، علاوه بر تلاش و عزم ، ابزارهاي ديگري نيز مورد نيازاست كه در صورت عدم وجود اين ابزارها وامكانات، رسيدن به هدف دشوار خواهد شد. براي مثال كمبود استعداد يا مهارت مورد نياز، سلامتي ، مشكلات مالي، مشكلات خانوادگي ، عوامل استرس زاي بيروني و تعدادي از عوامل ديگر به تنهايي و يا با يكديگر ازعوامل مؤثر بازدارنده در رسيدن به هدف به شمار مي آيند.
شگرد واقعي براي رسيدن به خودباوري ، توجه و تمركز بر اين موضوع است كه هدف مورد نظر حداقل دراين زمان از توانايي هاي موجود فراتر بوده و شايد در زمان هاي ديگر با رفع برخي موانع رسيدن به آن امكان پذير شود. براي اين منظور به ارزيابي دقيق و منطقي هدف اصلي بپردازيد و در مورد ادامه دادن يا ندادن آن تصميم بگيريد. اين فرآيند به واسطه كارهايي كه انجام داده ايد و نكاتي كه از تجارب خود آموخته ايد، به شما اعتبار مي بخشد و احساس مطلوبي را در شما ايجاد مي نمايد.
5- ترفند مقايسه
قضاوت درباره خودتان به واسطه كارهاي انجام شده توسط ديگران از ديگر راه هاي كاهش خود باوري است.
آيا تا بحال به اين موضوع توجه كرده ايد كه هميشه افرادي را براي مقايسه با خود انتخاب مي كنيد كه در بالاترين ، مشهور ترين و بهترين سطح معيارهاي موفقيت از ديدگاه شما قرار دارند. طبيعتاً شما خود را با افرادي كه داراي معيارهاي پايين هستند مقايسه نمي كنيد.
وقتي ما از ديگران جهت برآورد نمودن معيارهايمان استفاده مي كنيم به عمق محدوديت ها و استعدادهاي شخصي خودمان توجه نمي كنيم. براي مثال اگر شخصي فصاحت كلام بيشتري نسبت به شما داشته باشد به دو صورت مي توانيد نسبت به موضوع واكنش نشان دهيد:
1) با يادآوردن اين نكته به خود، كه بايستي شما به فصاحت آن فرد باشيد، افسرده و غمگين مي شويد.
2) اين امر را بپذيريد كه به طور حتم افراد زيادي وجود دارند كه در زمانهاي خاص و تحت مقتضيات مشخص و نيز استعدادهاي ويژه ، از شما فصيح تر مي باشند واين مو ضوعي كاملاً عادي است . انجام بازي مقايسه، راهي به سوي زوال خويشتن است . به اين نكته توجه داشته باشيد مردم به دليل شباهت شما به فرد ديگر، برايتان ارزش قائل نمي شوند پس ياد بگيريد كه خود را با خود مقايسه كنيد نه با ديگران .
6- منفعل بودن
اگر زندگي تان را به شيوه انفعالي سپري كنيد، در پذيرش خويش دچار مشكل خواهيد شد . فعاليت هايي كه در طول زندگي انجام مي دهيد و نقش هايي كه دراين فعاليت ها ايفا مي كنيد، به طورحتم در احساس شما نسبت به خويشتن و پذيرش خودتان تأثير مي گذارد. پذيرش و دوست داشتن خود به معناي اثبات چگونه زندگي كردن است. اگر خود را باور نداشته باشيد، احتمالا فعاليت هايي را كه انجام مي دهيد نيز دوست نخواهيد داشت و اين امر سبب احساس نارضايتي مي شود. بنابراين شما مي توانيد به منظور افزايش خود باوري به طور فعال ، خود را درگير زندگي كنيد. فعاليت ها و ارتباطاتي را انتخاب كنيد كه مايه نشاط شما باشند. البته لزوماً به دنبال بالاترين لذت ها و نشاط ممكن نباشيد ولي از ميان انتخاب هايتان در آن لحظه بهترين را برگزينيد.
چيزهاي جديدي را كه هميشه تمايل به تجربه كردنش داشته ايد ولي نگران عدم توانايي در انجامش بوده ايد، امتحان كنيد و توانايي هاي خود را به بوته آزمايش گذاريد . امكان دارد كه آن تجارب را نشاط آور يافته و قصد ادامه آن را داشته باشيد، اين امكان هست كه آنها را مطلوب يافته اما علاقه مند به ادامه آن نباشيد و يا امكان دارد به هيچ وجه آنها را دوست نداشته باشيد و از حذف كردن آنها از فهرست كارهاي مورد نظر احساس رضايت كنيد.
امتحان كردن و به دست آوردن تجربه واقعي يكي از راه هايي است كه سبب مي شود نسبت به خود احساس بهتري داشته باشيد و اطمينان بيشتري در مورد قابليت هاي خود به دست آوريد.

دراين مختصر به برخي عوامل مؤثر در اين موضوع و راه حل هايي براي مقابله با آن مي پردازيم . عوامل مؤثر در اهمال كاري عبارت اند از:
1- تقدم انگيزه برعمل . گاهي افراد توجيه مي كنند كه : حال و حوصله ندارم . صبر مي كنم تا انگيزه پيدا كنم! درحالي كه ممكن است اين حوصله بيشتر، هيچگاه از راه نرسد. اشخاص موفق مي دانند كه كار، مقدم بر انگيزه است. مهم نيست كه دوست داريد يا نداريد دست به كار شويد. وقتي شروع كرديد برداشتن قدم هاي بعدي ساده تر مي شود.
2- الگوي تسلط . مسامحه كارها ، اغلب از رفتاراشخاص كارآمد، برداشتي غير واقع بينانه دارند. آنها فكر مي كنند افراد موفق هميشه احساس اطمينان و اعتماد به نفس دارند و به راحتي به هدف خود مي رسند. اين تصور كاملاً غير واقع بينانه است .
رسيدن به اهداف غالباً با فشارهاي رواني همراه است و در راه رسيدن به هدف موانع و ناكامي هايي در انتظار است . افراد موفق هنگام بر خورد با موانع ، خيلي ساده آنها را مي پذيرند، در برابر مشكلات مي ايستند و با عزمي جزم به رويارويي با آنها مي روند.
3- ترس از شكست . گاهي فرد موفقيت را بيش ازحد مهم مي داند ، در نتيجه به جاي آن كه به استقبال خطر برود از آن مي گريزد. اشخاصي كه از شكست مي ترسند غالباً عزت نفس خود را با موفقيت مي سنجند و وقتي در كاري موفق نمي شوند خود را شكست خورده و ناكام مي پندارند.
4- كمال طلبي . بسياري از ما با اين باور بزرگ شده ايم كه بايد هميشه كارهايمان را عالي و بدون كم و كاست انجام دهيم ، بنابراين به دليل ترس از نقصان در كارها ، آنها را به تعويق مي اندازيم .
5- پاداش نگرفتن . بزرگترين نيروي انگيزه بخش در جهان، احساس شور و هيجان و رضايت از كاري است كه انجام مي دهيد. اگر احساس كنيد پاداش تلاش خود را مي گيريد، انگيزه شما براي كار ، بيشتر مي شود. آنچه بايد بدانيد ، اين است كه در نهايت همه اجر و پاداشها از درون انسان ناشي مي شود. تنها انديشه شما ست كه مي تواند شما را خوشحال يا ناراحت كند. اگر هرگز به خود امتيازي ندهيد و براي خود بهايي قائل نشويد ، به اين احساس مي رسيد كه هرگز نمي توانيد كاري براي خشنودي خود بكنيد، بنابراين امتحان كردنش بي معني است.
6- عبارت هاي بايد دار.عبارت هاي بايد دار معمولاً مؤثر نيستند ، زيرا احساس گناه ايجاد مي كنند و شرايطي فراهم مي سازند كه شما از انجام كار خودداري كنيد. گاهي اوقات هرچه بيشتر به خود بگوييد كه بايد كاري انجام دهيد، انجام آن كار به همان اندازه دشوار مي شود.
7- پرخاشگري انفعالي. مسامحه كارها اغلب از ابراز علني احساسات منفي خود واهمه دارند. ممكن است مخالف برخورد و اختلاف باشيد و ناراحتي را انكار كنيد. در اين صورت احساسات واقعي شما به صورت غير مستقيم ( يعني اهمال كاري) بروز خواهد كرد.
8- فقدان قاطعيت . خيلي ها به خاطر نداشتن قاطعيت و موافقت كردن با انجام كاري كه علاقه اي به انجام آن ندارند، اهمال كاري مي كنند. ممكن است به دليل آن كه مي خواهيد آدم خوبي باشيد تسليم خواسته هاي غير منطقي ديگران شويد. ممكن است از انتقاد ديگران بترسيد و يا از بحث با آنها واهمه داشته باشيد، در اين شرايط هر وقت به ياد آن كار مي افتيد از انجامش طفره خواهيد رفت.

شيوه هاي غلبه بر اهمال كاري:
1- اوقات خود را تقسيم كنيد . براي هر كار زمان مشخصي در نظر بگيريد. اغلب اهمال كاري ها نتيجه عدم آگاهي از وقت مقرر براي انجام كارهاست.
2- ياد آوري . روش يادداشت برداري براي كارهايي كه بايد انجام شود مفيد است. بهتر است در فواصل ساعات روز به آنها مراجعه كنيد.
3- روش جزء به جزء . اين شيوه بهترين راه غلبه بر اهمال كاري است، بخصوص وقتي كارهاي زيادي از قبل روي هم انباشته شده باشد. دراين روش اول بايد اولويت ها را مشخص كنيد. اگر كارتان زياد است هر روز جزيي از آن را انجام دهيد و بر انجام كامل آن اصرار نورزيد. براي خود فهرستي از كارهاي ضروري تهيه كنيد تا همواره كارهاي مهم خود را در نظر داشته باشيد.
4- بازي با احتمالات . كساني كه كارهاي خود را به تعويق مي اندازند معمولاً منتظر فرا رسيدن زماني هستند كه به اصطلاح حال كاركردن پيدا كنند. وقتي كاري را با تأخير شروع مي كنيد ، در حقيقت شانس بهتر ارائه كردن آن را از دست مي دهيد، هرچه شروع به كار به تأخير افتد احتمال بدتر انجام دادن آن بيشتر مي شود.
5- هم پيماني . با خود عهد كنيد كه در انجام كارهايتان كوشا باشيد . براي انجام آنها با دوستي كه احياناً همين هدف را دارد قرار بگذاريد و با هم آن را دنبال كنيد.
6- تغيير محيط . محيط را به نحوي كه دوست داريد براي كار تغيير دهيد و عواملي را كه موجب حواس پرتي شما مي شوند دور كنيد.
7- پاداش . مي توانيد اموري را كه برايتان لذت بخش هستند مثل تماشاي يك برنامه تلويزيون – به عنوان پاداش براي انجام به موقع كارهايتان در نظر بگيريد.
8- تنبيه . تنبيهي كه در برابر هر كوتاهي ، براي خودمان مقرر مي داريم ، هشداري است كه ما را از تكرار و ادامه آن برحذر مي دارد. نوع تنبيه به ميل و سيلقه ما بستگي دارد. مي توانيم كاري را كه از آن بدمان مي آيد به عنوان تنبيه در نظر بگيريم و يا خود را از انجام يك برنامه لذت بخش – مثل ديدار دوستان – محروم كنيم.

هفته نامه سلامت :
نكته هاييبراي تبديل روزهاي كسلكننده به شادترين لحظات زندگي
لبخند زدن ساده، سبب ميشود 43 ماهيچه در صورت شما منبسط و منقبض شوند. در نتيجه فعل و انفعالات مغز تغيير پيدا ميكند و روحيه شادماني و نشاط در شما ايجاد ميشود.
محبوبه نوراني
حتما تا به حال برايتان پيش آمده كه از صبح كه از خواب بيدار ميشويد، خيلي پكر و دلتنگ و بيحوصله باشيد. اين روزها واقعا روزهاي وحشتناكي هستند، همه چيز خستهكننده و كسلكننده است و انگار همه چيز عليه شما پيش ميرود. در چنين روزهايي احتمالا شما هم آنطور كه بايد، براي شادي و سرحالي خودتان تلاش نكردهايد. مثلا كوچكترين كار براي تقويت روحيه، لبخندزدن است. آيا شما در چنين حالاتي آن را امتحان كردهايد يا اينكه اصولا معتقديد در اوج خستگي و كسلي، لبخند فايده ندارد و دردي را درمان نميكند؟ براي مقابله با اين روزهاي كسالتآور، توصيه ميكنيم تا مدتي راههاي پيشنهادي ما را امتحان كنيد. مطمئن باشيد ديگر روزهاي كسالتبار و خستهكننده را نخواهيد ديد.
)1 لبخند بزنيد
در راه رسيدن به محل كار لبخند بزنيد و هركس را كه ميبينيد، بگوييد <صبح به خير.> بله، به تمام كساني كه از كنار شما رد ميشوند، لبخند بزنيد و سلام و صبح به خير بگوييد. به اين فكر نكنيد كه مردم به عقل شما شك ميكنند.
محققان دانشگاه ميشيگان معتقدند همين لبخند زدن ساده، سبب ميشود 43 ماهيچه در صورت شما منبسط و منقبض شوند. در نتيجه فعل و انفعالات مغز تغيير پيدا ميكند و روحيه شادماني و نشاط در شما ايجاد ميشود. حتي اگر لبخندتان در ابتدا مصنوعي باشد، به زودي طبيعي ميشود. علاوه بر اين، لبخند مسري است و شما ميتوانيد با يك لبخند ساده، آن را به تمام دوستان و همكاران خود سرايت دهيد و نشاط و روحيه را به آنها هم هديه كنيد.
)2 زير آفتاب بنشينيد
روزهاي آفتابي، سعي كنيد در آفتاب بنشينيد و استراحت كنيد. نميدانيد نور خورشيد چقدر مفيد و مقوي و انرژيزاست. براي اين كه حوصلهتان سر نرود، ميتوانيد هنگام آفتاب گرفتن، روزنامه يا مجله بخوانيد. از نظرعلمي ثابت شده است حتي در روزهاي سرد زمستاني هم نشستن در آفتاب، بسيار مقوي و مفيد است. پروفسور دان اورن، روانشناس دانشگاه ييل، معتقد است: <حداقل روزي 30 دقيقه نشستن در آفتاب، آرامش و روحيه بالايي به فرد ميدهد و افسردگي و بيحالي را رفع ميكند.> پروفسور اورن همچنين ميگويد: <قرارگرفتن در معرض نور خورشيد، باعث افزايش توليد انتقالدهندههاي پيام عصبي (نوروترنسميترها) از جمله سروتونين در مغز ميشود كه افزايش اين هورمون، باعث بالارفتن سطح شادي و روحيه ميشود.> در زمستان، آفتاب ظهر، بهترين شادماني را براي شما به ارمغان ميآورد ولي در روزهاي گرم تابستان، آفتاب صبحگاهي، شما را به اوج شادابي و نشاط روحي ميبرد.
)3 عسل بخوريد
عسل بخوريد، تنها يا با چيزهاي ديگر مثل چاي. دكتر جوديت واريتمن، مدير مركز تحقيقات سلامت ميت )Mit( ميگويد: <كربوهيدراتها سطح سروتونين مغز را افزايش ميدهند و باعث آرامش و خشنودي در فرد ميشوند.>
البته تمام كربوهيدراتها اين خاصيت را ندارند، اگر نوعي ماده غذايي كه داراي كربوهيدرات است، چربي داشته باشد، چربي آن، خاصيت كربوهيدرات را خنثي ميكند. بهطور مثال در بستني كه شير و شكر آن حاوي كربوهيدرات است، چربي شير، مانع جذب كربوهيدرات ميشود و تاثير مثبت آن از بين ميرود. همچنين اگر ماده غذايي حاوي كربوهيدرات، پروتئين نيز داشته باشد، اسيد آمينه موجود در پروتئين هم تقويت روحيه شما را به تاخير مياندازد.پس براي اين كه سرور و شادماني در دلتان بار دهد، بهتر است از مواد غذايي داراي كربوهيدرات زياد و چربي و پروتئين كم استفاده كنيد. مواردي مانند قند، شكر، سيبزميني تنوري يا پخته يا حتي يك قاشق عسل مرغوب.
)4 يك ليوان پر، آب خنك
هر وقت احساس خستگي و كسلي كرديد، يك ليوان بزرگ آب خنك بنوشيد.
با توجه به اينكه 60 درصد بدن انسان از آب تشكيل شده است و حتي 85 درصد بافت مغز نيز آب است، عجيب نيست كه با كمبود آب در بدن، احساس سرگيجه، سردرد، بيحالي و يبوست به شخص دست دهد.
حداقل روزي 8 ليوان نوشيدني مصرف كنيد. البته همه نوشيدنيها خاصيت آب را ندارند. بهطور مثال، كافئين مدر (ادرارآور) است و با مصرف آن، بدن آب بيشتري از دست ميدهد. بعضي آبميوهها و نوشيدنيها هم كه داراي سديم هستند، ذخيره آب بدن را تا حد بسياري مصرف ميكنند. پس بهترين گزينه براي نوشيدني، همان آب يا آب معدني است.
)5 جوراب ضخيم بپوشيد
براي اين كه احساس آرامش دروني كنيد، جورابهاي ضخيم بپوشيد و دستهايتان را دور يك فنجان چاي داغ، حلقه كنيد.
اگر تاكنون به ماساژ درماني رفته باشيد، حتما ديدهايد كه آنها دستها و پاهاي شما را با جوراب و دستكشهاي گرم ميپوشانند. دكتر چارلز رايسيون، مدير كلينيك ايمنيشناسي رفتاري دانشگاه اموري، معتقد است: <دست و پاي گرم، رابطه بسيار نزديكي با آرامش و نشاط دروني دارد.>
مطالعات و تحقيقاتي كه راجع به كاهش اضطراب در دانشگاه هاروارد انجام شده، نشان ميدهد افراد آرام و بانشاط، دست و پاي گرمي دارند.
خب، همين حالا جورابهاي قديمي و ضخيمتان را كه ته كمد يا چمدان انداختهايد و ديگر دوستشان نداريد، بيرون بياوريد و بپوشيد. اگر در آينه خود را نگاه كنيد، حتما لبخند زيبايي را روي لبانتان ميبينيد.
)6 كاكائوي داغ، نوشيدني شاديآور
براي رهايي از كسالت بعدازظهرها، يك ليوان كاكائوي داغ بنوشيد. دكتر آلنهايريش، معتقد است شكلات يك نوع ماده غذايي بسيار مقوي و انرژيزا است، زيرا سرشار است از موادي كه روي فعل و انفعالات مغز تا‡ثير ميگذارند و تقويت روحيه را سبب ميشوند. يكي از مواد موجود در كاكائو، كافئين است كه منبعي غني از انرژي به شمار ميآيد. ماده بعدي، اندورفين است كه درد را تسكين ميدهد. همچنين مواد و دانههاي شبه مخدر موجود در كافئين هم خواص آرامبخشي دارند و احساس سرمستي را به ارمغان ميآورند. اما چنانچه خوردن موادي مانند كاكائو كه كالري بسيار بالايي دارد به هر دليلي برايتان مضر است يا دوستش نداريد، حتي نفس كشيدن در بخاري كه از كاكائوي داغ برميخيزد نيز شما را مسرور و شادمان ميكند. دكتر هايريش ميگويد: <استنشاق بوي مطلوب، مانند بوي شكلات، هم در تقويت روحيه موِثر است و هم عطر شور و شوق و مسرت را در وجودتان ميپراكند.>
)7 تلويزيونها خاموش
هر وقت كه ميتوانيد، آخر هفته، يا حتي روزي يك ساعت، تلويزيون را خاموش كنيد و به جاي آن، سرگرميهاي ديگر را امتحان كنيد و با خانواده خوش بگذرانيد. خاموشي تلويزيون براي تمام افراد خانواده مفيد است. تحقيق و بررسيهاي تكميلي در اين باره نشان ميدهد بعد از تماشاي برخي تبليغات و پيامهاي بازرگاني از تلويزيون، بچهها حالت افسردگي و عصبي پيدا ميكنند.
با خاموش كردن تلويزيون، شما وقت بيشتري داريد تا ارزش محبت و زندگي واقعي را درك كنيد و به ديگران نيز هديه دهيد.هرچند وقت يكبار، كنترل تلويزيون را جايي مخفي كنيد تا به همراه تمام افراد خانواده از زندگي لذت ببريد.
)8 به يوگا بپردازيد
روي پاهايتان بايستيد. شانهها پايين، انگشتان دست را به هم بند كنيد و دستها را رو به بالا بكشيد. كف دستهايتان رو به سقف باشد. پاها را محكم روي زمين فشار دهيد و در همين حالت 10 مرتبه آرام، نفس عميق بكشيد. يوگا نه تنها روح شما را تسكين ميبخشد، بلكه شادابي و طراوت را نيز به شما ارزاني ميكند.
)9 خاطرات شيرين را مرور كنيد
براي انرژي گرفتن و شارژ شدن، روي ميز كارتان يكي از عكسهاي زيبا و به يادماندني خانوادگي كه خاطرات خوشي را برايتان تداعي ميكند، بگذاريد. دكتر جودي وايسر، مدير مركز عكس درماني در ونكوور ميگويد: <خيره شدن به يك عكس، باعث ميشود هوشياري شخص به سمت آن موقعيت زيبا و جذاب حركت كند و احساس هيپنوتيزم به فرد دست دهد و احساس كند در آن فضا و زمان است.>
دكتر ديويد كراس، نويسنده كتاب عكس درماني و سلامت روحي هم معتقد است: <ديدن عكسهاي به يادماندني، ناراحتي و افسردگي را از ميان ميبرد و روحيه و نشاط را جايگزين ميكند.> بنابراين تعدادي عكس خانوادگي كه شما را به ياد خاطرات زيبايي اندازد، را انتخاب كنيد و همراه داشته باشيد. يكي را روي ميز كارتان بگذاريد، يكي را در كيف دستي و بقيه را هر جاي ديگري كه فكر ميكنيد احتياج به تقويت روحيه و انرژي داريد.
)10 اخمها باز!
هميشه خونگرم، مهربان و خوش خلق باشيد. دوستانه برخورد كردن حتي وقتي عصباني و ناراحت هستيد، لذت از زندگي و احساس خوشبختي را افزايش ميدهد. در اين خصوص مطالعهاي در دانشگاه فارست روي دانشجويان انجام شد و نتيجه اين بود كه هم دانشجويان درونگرا و گوشهگير و هم دانشجويان برونگرا و شاداب، بعد از اين كه با هم صميمي شدند و رفتارشان دوستانه و خونگرم شد، هر دو گروه احساس شادماني و مسرت كردند و هيچكدام ديگر غمگين و ناراحت نبودند.
ایسکانیوز ـ جوانان امریکایی که در روزهای هفته تمایل به دیدن تلویزیون دارند نسبت به کسانی که در طول هفته زیاد تلویزیون نگاه نمی کنند در مدرسه بیشتر دچار مشکل می شوند ولی این کار در آخر هفته هیچگونه تاثیری روی فعالیت های مدرسه ندارد.
به گزارش سرویس علمی _ پژوهشی ایسکانیوز، به نقل از رویترز، مطالعه 4508 نفر از دانشآموزان دوره راهنمایی که بین سنین 9 تا 15 سال قرار داشتند مشخص کرد که آنهایی که به تماشای تلویزیون می پردازند در مدرسه فعالیت کمتری از لحاظ درسی دارند.
اطلاعات ما این توصیه را اثبات می کند که والدین ساعات تماشای روزانه تلویزیون و بازی های ویدیویی را در کودکان به کمتر از یک ساعت کاهش داده اند. در میان دانشآموزانی که در طول هفته تلویزیون تماشا نمی کردند، نیمی از آنها فعالیتشان در مدرسه عالی بود در این میان آنهایی که بین 4 تا 7 ساعت در هفته تلویزیون می دیدند فقط 24 درصد عملکرد خوبی نشان می دادند. اما تماشای تلویزیون در آخر هفته تاثیر بدی روی عملکرد دانشآموزان ندارد.
|
| |
| مقدمه: در اين نوشتار بر آنيم تا شما را با يکي از مؤثرترين روش هاي علمي و روان شناختي در برنامه ريزي درسي مبتني بر اصول رفتارگرايي بي.اف.اسکينر (B.F.Skinner) آشنا کنيم. تمام تلاش خود را خواهم نمود تا بيشتر به جنبه هاي کاربردي اين روش بپردازم لکن براي عده اي از خوانندگان از قبيل مشاوران، معلمان،برنامه ريزان درسي و کليه کساني که به مباحث روان شناسي و تعليم و تربيت علاقه مندند؛ ذکر پاره اي از مباني علمي اين مقوله خالي از لطف نمي باشد.اميدوارم که از حوصله داوطلبان عزيز کنکور که مخاطب اصلي اين يادداشت مي باشند فراتر نرود.با وجود اين مباحث تخصصي را در کادر آبی درج خواهم کرد تا در صورتي که تمايل به خواندن آنها نداريد از آن بگذريد.
اکنون به شرح بخش هاي مختلف جدول خواهم پرداخت:
ستون جمع تفکيکي: با آرزوی موفقیت برای شما |
ادامه دارد ...
چگونه برای کنکور درس بخوانيم؟ (1)
چگونه برای کنکور درس بخوانيم؟ (2)
چگونه برای کنکور درس بخوانيم؟ (3)
در ادامه ي مقالات قبلي که داشتيم بهترين راهکارهاي صحيح درس خواندن را با توجه به روند تغيير کنکور بررسي مي کرديم ، حال ادامه ي بحث را پي مي گيريم :
بينش اسلامي :
خوشبختانه کتب درسي بينش ، بيشترين مورد استفاده را بين داوطلبان دارد. ولي باز هم اشکالاتي در مطالعه ي آن ديده مي شود ، مثلا" اکثر داوطلبان به کتابهاي قرآن 2و3 توجه نمي کنند در حاليکه بين 5 تا6 سوال از آنها مطرح خواهد شد .
خود کتاب بينش را هم کاملا" سطحي ، طوطي وار حفظ مي کنند .
به همه ي اسمها و کتابها و تاريخها و آيه ها توجه نمي کنند ، پس حتي همين بينش به ظاهر ساده را هم بايد بهتر از اينها بخوانيم ، چگونه ؟؟؟
1- همه ي درسهاي کتاب بينش را خيلي خوب مي خوانيم و ياد مي گيريم .
2- سعي مي کنيم عربي و فارسي تمام آيه ها را و اينکه اين آيه يا حديث در مورد چه موضوعي است را خوب ياد بگيريم و به خاطر بسپاريم .
3- تمام اسامي و نام کتابها و تاريخهاي مهم ( خصوصا" دروس امامها در بينش دوم ) را که حتي در زير نويس آمده ، به خاطر مي سپاريم .
4- قرآن 2و3 را خوب و بخش به بخش عربي و فارسي باهم ، مي خوانيم و ياد ميگيريم تمام سر فصلها و اينکه کدام سوره مربوط به کدام موضوع
است را خوب به خاطر مي سپاريم .
5- بسيار مهم !!!
مساله ي اصلي بسياري از داوطلبان براي بينش فراموش کردن آن است نه خواندن آن .
براي جلوگيري از اين پديده به دستورات زير عمل کنيد :
_ زود به زود دروس خوانده شده را دوره کنيد و تستهاي آنها حداقل يک هفته پس از آخرين دوره بزنيد.
_ بهتر است دوره فقط از روي کتاب درسي خودتان باشد ، چون وقتي شما براي اولين بار از روي کتاب درسي مطلب را حفظ کرده ايد ، دقيقا" در حافظه ي بينايي شما شکل و رنگ و طرح و مطالب آن صفحه حک مي شود ، پس اگر دوره هم هميشه از روي يک منبع باشد ، مي تواند به ياد آوري توسط حافظه ي بينايي کمک کند .
_از خواندن جزوات خلاصه شده و گلچين شده ي بينش بپرهيزيد ، زيرا خط به خط کتاب و حتي زير نويسها مهم هستند و مورد سوال واقع خواهند شد .
_ احکام را خوب ياد بگيريد بعد حفظ کنيد ، زيرا که جملات دروس احکام کمي ثقيل هستند و اگر شما درست حکم را متوجه نشويد ، قطعا" تست را اشتباه خواهيد زد .
زبان انگليسي :
کتاب زبان هم تقريبا" محروم واقع شده است .
اکثر داوطلبان گرامر را از روي جزوات مي خوانند و معني لغات را هم از آخر هر درس و يا لغتهاي نوشته شده ، همراه با معني ( به صورت فلش کارت و ....) حفظ مي کنند .
در حالي که لغات زبان بسيار زياد و فرارند و بايد راهکارهاي بهتري براي يادگيري آنها به کار گيريم . چگونه ؟؟؟
1- کتاب زبان ( مخصوصا" پيش دانشگاهي ) را از ابتدا شروع مي کنيد به خواندن و در آوردن معني لغات از ديکشنري ( زيرا لغتي که در جمله ياد گرفته شود و با پيدا کردن به حافظه سپرده شده باشد ، خيلي عميقتر و بهتر از لغتي که خارج از جمله با معني حاضر و آماده حفظ شده است ،
در ذهن باقي مي ماند ).
2- تمام بخشهاي کتاب زبان از جمله لغات ، متنها ، صورت و پاسخ تمرينها و....
را بايد بخوانيد و لغاتش را در آوريد نه اينکه به لغات آخر هر درس اکتفا کنيد .
2- از معلم خود بخواهيد تمام تمرينها را حل کند .
3- لغتها را سعي کنيد با يک يا چند مترادف انگليسي ياد بگيريد .
4- لغتهاي مترادف و متضاد در کنار هم بسيار راحتتر به خاطر سپرده مي شوند .
5- تستهاي زبان را به صورت مخلوط بزنيد نه طبقه بندي .
6- در هنگام زدن تست چه گرامر باشد چه درک مطلب و چه تست لغت ، صورت تست و گزينه ها را معني کرده و لغات جديد را فيش برداري کنيد.
اين کار به شما کمک مي کند دايره ي لغاتتان بسيار وسيع شود .
مخصوصا" اگر داوطلب شرکت در کنکور منحصرا" زبان هم هستيد .
اين يکي از کارهاي واجب بر شما خواهد بود .
7- صحبت کردن در کلاس با همکلاسي ها يا در خانه با يکي از افراد تحصيلکرده ، به زبان انگليسي دشوار ولي بسيار مفيد خواهد بود.
8– لغات زبان را ، از روي کتاب درسي خودتان و درجمله دوره کنيد .
9- لغات مهم را فيش برداري کنيد تا در وقتهاي تلف شده (اتوبوس ، مترو ، مطب دکتر يا صفهاي مختلف ) بتوانيد مروري برآنها داشته باشيد.
اخطار !!!
داوطلبان علاقمند به زبان، فقط به شرکت در کنکور منحصرا" زبان اکتفا نکنيد.
حتما" کنکور رشته ي اصلي خود را بدهيد و در کنار آن در کنکور منحصرا" زبان هم شرکت کنيد .
چرا که ظرفيت پذيرش و تنوع رشته در منحصرا" زبان بسيار پايين است .
در ادامه ي اين سري مقالات در مورد دروس اختصاصي رشته هاي مختلف (به ترتيب : رياضي ، تجربي ، انساني ، ....) صحبت خواهيم کرد.
چگونه برای کنکور درس بخوانيم؟ (1)
چگونه برای کنکور درس بخوانيم؟ (2)
ادامه دارد..........
چگونه بايد براي کنکور درس بخوانيم ؟ (1)
يکي از بزرگترين دقدغه هاي ذهني داوطلبان اين است که به چه روشي بايد براي کنکور، درس بخوانند .
آيا بايد متفاوت از دوران مدرسه درس بخوانند ؟
آيا حتما" بايد از کلاسهاي کنکورو روشهاي تستي استفاده کنند؟
آيا بايد از کتابها و جزوات خاصي استفاده کنند؟
آيا بايد خط به خط مطالب را حفظ کنند؟
آيا بايد شب و روز درس بخوانند؟
آيا بايد از خواب و خوراک و ورزش و تفريح بگذرنند؟
چه بايد کرد ؟ کدام راه به موفقيت در کنکور ختم مي شود ؟ و .....
از اين به بعد سعي مي کنم ، جواب اين سوالات را به همراه مطالب جديد و دانستنيهاي مفيد در هر مقاله بگنجانم .
ولي براي شروع، اضطرار بحث چگونگي درس خواندن ، بيشتر محسوس است .
اولا" به علت مهم بودن معدل در کنکورهاي سال آينده، بايد در طول تحصيل بسيار خوب و عميق درس بخوانيد و با معدل عالي ديپلم بگيريد ، در راستاي همين برنامه سازمان سنجش هم با مفهومي کردن سوالات در يکي دو سال اخير داوطلبان کنکور را به خواندن دقيق کتب درسي و عدم استفاده از روشهاي کوتاه و تستي تشويق کرده است .
اين جملات را شايد خيلي شنيده باشيد :
کنکور خيلي سخت بود !!!
سوالات وقت گير بود ، هر چي حل مي کردم به جواب نمي رسيدم !!!
همه ي اونارو حفظ بودم ولي نمي تونستم از 4 گزينه يکي رو انتخاب کنم !!!
بعضي سوالا اصلا" از کتاب نبود !!! و....
چرا ؟
چرا اينگونه شده ؟
چرا داوطلبان نمي توانند آن طور که بايد و شايد به سوالات جواب دهند؟
بعد از بررسي سوالات 10 سال گذشته ي کنکور و مقايسه و تحليل روند سوالات به اين نتيجه رسيديم که سوالات به سمت مفهومي و دقيق شدن پيش مي روند ، يعني کاملا" از کليشه اي بودن خارج شده اند .
همچنين سازمان سنجش تصميم گرفته است، دقيقا" فقط از متون ،مثالها و تمارين کتب درسي و مطالب مفهومي وابسته به آنها سوال طرح کنند .
گزينه ها را طوري طراحي کنند که فقط کساني که آن مطلب را کامل فهميده و يادگرفته اند، بتوانند از بين گزينه ها درست ترين را انتخاب کنند .
در سوالات ، کاملا" مشهود است که داوطلبان باهوش تر ، پرتلاش تر ،ماهرتر، دقيقتر و بهتر را غربال خواهند شد .
متاسفانه چون برخي مراکز پيش دانشگاهي و دبيرستانها و مخصوصا" کلاسهاي کنکور دانش آموزان را به سوي سطحي خواندن و حفظ کردن مطالب سوق مي دهند و دانش آموزان به جاي اينکه دروس را تشريحي و دقيقتر بياموزند و نقاط ضعف خود را مرتفع کنند ، روش تستي خواندن و نحوه ي تست زدن را مي آموزند.
در اين ميان سازمان سنجش براي مقابله با اين نظام غلط و غير اصولي ، سياستهايي ( مفهومي ترکردن سوالها و تاثير معدل نهايي سال سوم متوسطه ) را در پيش گرفته است تا داوطلبان براي فراگيري دقيق و عميق درسها ارزش بيشتري قائل شوند .
سازمان سنجش ادعا کرده :
سوالات به طور متوسط در سطح پاسخگويي 20تا25درصد از داوطلبان است که از سطح علمي خوبي برخوردارند و براي ما توان پاسخگويي آنها مهم است .
در حقيقت در کنکور سراسري سوالي خوب و استاندارد است که در يک گروه آزمايشي بين 10تا30 درصد داوطلبان بتوانند به آن پاسخ صحيح بدهند.
حال با اين اوصاف ، پس بايد براي موفقيت در کنکور 85 چگونه درس بخوانيم ؟!!!
ادامه دارد
در بخش مشاوره کنکور بسياري از دانش آموزان سال سوم و حتي دوم که در کنکور سراسري سالهاي آينده دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي کشور شرکت خواهند کرد پرسيده بودند که براي آمادگي در کنکور چه بايد بکنند و چگونه به استقبال کنکور رفته و اين ايام حساس و سرنوشت ساز را چگونه سپري کنند.
در جواب اين عزيزان علاوه بر توصيه هاي کوتاه، قول داده بوديم تا مقاله اي در صفحه کنکور مدرسه اينترنتي تبيان بنويسم که در ذيل خواهيد خواند:
توصيه ما به اين دوستان شامل چند محور است:
1- "خود را به درس خواندن عادت دهيد". در سالهاي آينده که دانش آموز پيش دانشگاهي خواهيد بود و تلاش جدي تري براي قبولي در کنکور خواهيد نمود ممکن است مجبور شويد بيش از 60 ساعت در هفته درس بخوانيد. خيلي از داوطلباني که در سالهاي دبيرستان به مطالعه در ساعات زياد عادت نکرده اند در اين زمان دچار مشکل مي شوند. خستگي، بي انگيزگي و پائين آمدن کارايي مطالعه و افت ميزان يادگيري مي تواند از تبعات اين عادت نکردن باشد، لذا توصيه ما اين است که مهم ترين وظيفه يک دانش آموز دبيرستاني عادت کردن به ساعات طولاني مطالعه است. اين عادت مانند تمامي تغييرات هستي تدريجي صورت مي گيرد.
براي اينکه اين کار را بهتر انجام دهيد به مقاله جدول برنامه ريزي خود کنترل اسکينري مراجعه کنيد.
2- " براي مطالعه خود هدف گذاري کنيد". افزايش ساعات مطالعه بدون در نظر داشتن به يک قله خسته کننده خواهد بود. لذا خوب است که با خودتان عهد کنيد که تا پايان سال جاري معدلتان را يک نمره افزايش دهيد و يا اينکه يک درس ضعيف را به سطح متوسط برسانيد. توجه داشته باشيد که هدف گذاري شما نه زياد آرماني و دور از دسترس باشد و نه زياد ساده و پيش پا افتاده باشد.
3- "دروس دبيرستان را تا پايان آخرين تابستان خوب ياد بگيريد". تا پايان شهريور سال قبل از پيش دانشگاهي فرصت داريد که در دروس دبيرستان (سال هاي اول، دوم و سوم) هيچ نکته اي نباشد که بلد نباشيد. البته بلد بودن با توانايي تست زدن متفاوت است. منظور از بلد بودن اين است که هيچ مطلبي براي شما غريب نباشد و يا اينکه هيچ فرمول، نکته، قاعده و دستوري وجود نداشته باشد که شما کاربردش را ندانيد.
4- "اولويت با دروس نامرتبط پيش دانشگاهي است." براي سهولت کار درس هاي پايه را به دو گروه مرتبط با پيش دانشگاهي تقسيم مي کنيم. بنابراين توصيه مي کنيم دروس مرتبط درس هايي هستند که به نوعي در کتاب هاي پيش دانشگاهي تکرار شده و يا تکميل مي گردند و دروس نامرتبط درس هايي هستند که در پيش دانشگاهي وجود ندارند. (جدول T)
" جدول T "
| دروس مرتبط | دروس نامرتبط | |
گروه آزمايشي رياضي |
حسابان - جبر و احتمال - شيمي3 - فيزيک (الکتريسيته، ترموديناميک، سيمانتيک) - زبان |
هندسه - شيمي 2 - شيمي 1 - رياضي 1 - رياضي 2 - آمار - فيزيک (نور، فشار، کار و انرژي) عربي - ادبيات - معارف |
گروه آزمايشي تجربي |
شيمي - زيست شناسي - زبان |
رياضي 1 - رياضي 2 - رياضي 3 - فيزيک - عربي - ادبيات - معارف |
گروه آزمايشي علوم انساني |
عربي - رياضي 1 - رياضي 2 - ادبيات - زبان |
آرايه هاي ادبي - فلسفه و منطق - جامعه شناسي - تاريخ - جغرافيا - روان شناسي - تاريخ ادبيات - معارف - اقتصاد |
واضح است که دروس مرتبط با پيش دانشگاهي را سال آينده خواهيد خواند و اين خط همواره شما را تهديد مي کند که سنگيني درس هاي پيش دانشگاهي فرصتي براي مطالعه دروس نا مرتبط براي شما باقي نگذارد. تا پايان شهريور قبل از پيش دانشگاهي برنامه ريزي کنيد و اين درس ها را حتماً يک بار بخوانيد.
5- "براي رياضي و زبان خود فکري بکنيد" درس رياضي براي دانش آموزان رشته هاي تجربي و علوم انساني و دروس زبان براي تمام گروه ها است که نمي توان در يک سال آن را متحول کرد. بنابراين اگر در اين درس ها ضعفي داريد اکنون وقت آن است تا قبل از ورود به دوره پيش دانشگاهي فکري به حال اين درس ها بکنيد.
6- "تشريحي بخوانيد" مطالعه شما در حال حاضر تنها جنبه يادگيري و ادراک دارد و مسأله تسلط و تست زدن اصلاً مطرح نيست لذا خودتان را با تست سرگرم نکنيد چرا که نه تنها فايده اي براي شما ندارد بلکه آن تست ها را نيز براي سال آينده خود غير قابل استفاده مي نمائيد. تنها مجازيد که در آن آزمون هاي آزمايشي – آن هم مخصوص سال سومي ها – شرکت کرده و تست بزنيد.
|
| |
| |
| |
| |
| |
چگونه بهتر تمرکز کنيم؟
| |
چگونه بهتر گوش کنيم؟
| |
مديريت زمان
| |
مهارتهاي خواندن خود را پرورش دهيم.
| |
چگونه اضطراب و نگراني خود را کنترل کنيم؟
| |
توصيه هايي مهم براي امتحان
| |
| |
چگونه درک مطلب خود را افزايش دهيم؟
| |
يادداشت برداري علمي (درخت حافظه)
| |
تکنيک يادگيري يک بار براي هميشه
| |
مطالعه مفيد چگونه حاصل مي شود؟
| |
تکنيکهايي براي تقويت تمرکز
| |
تکنيکهايي براي افزايش فعاليت ذهني
| |
يادگيري مرحله اي (جعبه لايتنر)
| |
مطالعه و تکرار
| |
آزمون مهارتهاي يادگيري
|

| ۸ مهر ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۳:۴ | تعداد بازديد: 5779 | كد خبر: ۴۹۵۰۲ |
التزام فوقالعاده مسلمانان اروپايي در چند سال اخير، براي به جا آوردن مناسك و اعمال ديني در مكانهاي گوناگون، مقامات اروپايي و مراكز اين كشور را وادار به انجام اقدامات جالبي كرده است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نوشته «ديلي ميل»، ماه مبارک رمضان در قلعه Windsor Castle هم مورد احترام قرار گرفته است.
يك نمازخانه ويژه در نزديكي محل مورد علاقه ملكه براي ماه روزهداري در اسلام برقرار شده است. البته تنها يك نفر در اين اتاق نماز ميخواند كه كارمند بخش هداياي قلعه است.
«ناگينا جائودري» مشاور بخش ديدارها هر روز ساعت 30/1 بعد از ظهر وارد اتاق ميشود در را قفل ميكند و نماز خود را به سمت مكه ميخواند.
خانم چائودري ميگويد زماني كه مسئولان قلعه به او اجازه اقامه نماز در يك اتاق ويژه را دادند او شوكه شده است. او گفت: «احساس بسيار خوبي دارم چرا كه نخستين مسلماني هستم كه در Windsor Castle نماز ميخوانم. من نمازم را اينگونه با قدرت و ايمان بيشتري ميخوانم چرا كه ميدانم در حال ساختن تاريخ هستم».
چائودري 19 ساله، دانشجويي است كه هفتهاي دو روز در قلعه كار ميكند.
او ميگويد: «رمضان در روزهاي اول سخت است چرا كه روزها طولاني است و بدن شما نيز عادت نكرده است. من هر روز ساعت 30/1 بعد از ظهر براي صرف نهار ميرفتم ولي هم اكنون با خواندن نماز به نظر وقت زودتر ميگذرد. نماز واقعا مرا راحت ميكند و انرژي بيشتري را براي باقي روز به من ميدهد».
او اضافه كرد: «من بسيار نگران بودم كه به علت سوء تعبيراتي كه از اسلام ميشود اجازه نماز را به من ندهند، ولي وقتي با اجازه آنها روبهرو شدم واقعا شوكه شدم. من تنها 2 ماه بود در اينجا كار ميكردم و وقتي همه مرا در اين راه حمايت كردند متعجب شدم. ملكه، رئيس كليساي انگليس است و اين خيلي زيباست كه به اعتقادات سايرين نيز احترام ميگذارد».
سخنگوي كاخ سلطنتي انگليس نيز با تأييد اختصاص يك اتاق به نماز در طول ماه رمضان گفت: «ما پيش از اين نيز كارمندان مسلمان داشتيم كه براي نماز بيرون ميرفتند ولي در طول ماه رمضان اتاقي به اين كار اختصاص داده شده است»
برتري کلاغ در ساخت ابزار
|
|
تحقيقات نشان داده است که کلاغ در آزمون هوش ، ميمون را پشت سر مي گذارد .
در جريان رشته اي از آزمايش ها معلوم شد که کلاغ در زمينه ساخت ابزار بهتر از شامپانزه عمل مي کند.
جانور شناسان بريتانيايي با حيرت مشاهده کرده اند که کلاغي به نام " بتي " که در يک باغ وحش نگاهداري مي شود ، براي دست يافتن به غذا از يک سيم براي خود قلاب مي سازد .
محققان دانشگاه آکسفورد مي گويند اين نخستين باري است که ديده مي شود يک حيوان براي انجام يک کار خاص ، دست به ساخت ابزار مي زند .
آنها معتقدند رفتار اين پرنده حاکي از درکي است که از اصل " علت و معلول " دارد .
" الکس کيسلنيک " استاد رفتار شناسي حيواني گفت : " کلاغ در اين زمينه ، يعني حداقل در رابطه با ساخت ابزار ، نه تنها از آن چه ما خيال مي کنيم باهوش تر است بلکه از شامپانزه نيز درک بيشتري نشان مي دهد ."
گروه دانشگاه آکسفورد در جريان مطالعه رفتاري " بتي " و يک کلاغ نر به نام " آبل " به توانايي اين پرنده پي بردند .
هر دو پرنده به گونه اي به نام " کورواس موندولويدس " که زيستگاه آن جزيره " کالدونياي نو " در جنوب غربي اقيانوس آرام است ، تعلق دارند .
محققان سعي داشتند توانايي پرنده را در بيرون کشيدن غذا به وسيله يک سيم يا قلاب از داخل يک لوله عمودي باريک آزمايش کنند .
آقاي کيسلنيک به بي بي سي گفت : " حادثه شگفت انگيز در جريان آزمايش پنجم و زماني روي داد که کلاغ نر قلاب را ربود و به گوشه از قفس پريد . همان موقع بتي از يک تکه سيم صاف قلابي درست کرد و به وسيله آن غذا را از لوله بيرون کشيد ."
محققان براي اين که ببينند عمل بتي تصادفي بوده است يا نه ، آزمايش را با يک تکه سيم صاف تکرار کردند .
بتي در 9 مورد از مجموع 10 آزمايش موفق به خم کردن سيم و بيرون کشيدن غذا شد .
پرفسور کيسلنيک گفت : " هر چند بسياري از حيوانات از ابزار استفاده مي کنند ، اما اصلاح عمدي اشيا براي حل مسائل ، آن هم بدون آموزش يا تجربه قبلي ، تقريباً ناشناخته است ."
به گفته وي ، ميمون که نسبت به کلاغ از خويشاوندان بسيار نزديک انسان به حساب مي آيد ، در نشان دادن هرگونه ابزار سازي عمدي و آشکار کردن درکي مشابه انسان نسبت به قوانين اساسي طبيعت ناکام مي ماند ."
جزئيات دقيق تحقيقات دانشگاه آکسفورد در نشريه " ساينس " به چاپ رسيده است .
به لرزه افتادم
|
|
حادثه زير داستان عجيب و نادری است که در يکی از کشتی های مسير " بندر اسکندري" به " بندر نيويورک" برای سيد قطب الدين * مفسر بزرگ مصری اتفاق افتاده است.
امواج خروشان دريا را می شکافت و به حرکت خود ادامه می داد ، "بندر اسکندريه" و کشور "مصر" را پشت سر می گذاشت تا با پيمودن "اقيانوس اطلس" در "بندر نيويورک" پهلو بگيرد مسافران بايد حوصله زيادی داشته باشند ، چون اين وسيله دريايی ، تقريبا هر ساعت حدود 35 کيلومتر مسافت طی می کند. آنها بايد برای پيمودن فاصله "بندر اسکندريه" تا "بندر نيويورک" بيش از ده شبانه روز، شاهد طلوع و غروب باشند. غروب خورشيد برای کسانيکه روی عرشه می آيند، بسيار زيبا و تماشايی تر از طلوع آن است . به همين دليل افراد عموما سعی می کنند لحظه های غروب خورشيد را که مثل گوی آتشين آرام به داخل آب سقوط می کند ، تماشا کنند و حتی از آن صحنه شاعرانه معنا دار، عکس و فيلم تهيه نمايند.
ساير اوقات مسافران نيز به خورد و خوراک ، خواب و استراحت، گردش و تفريح، آشنايی و دوستی با افراد، بحث و گفت و گو، مطالعه و تحقيق و گاهی هم با عبادت و راز و نياز با خدا می گذرد.
او داستان مسافرت خود به "نيويورک" را اين گونه بازگو می کند:
حدود 15 سال پيش به همراه پنج مسلمان ديگر، با يک کشتی مصری از روی " اقيانوس اطلس" به نيويورک می رفتيم ، مسافران کشتی 120 نفر بودند . روز جمعه بود و ما به فکر افتاديم تا در همان جا نماز جمعه برپا کنيم ، تا علاوه بر ادای اين عبادت بزرگ، شکوه و عظمت اسلام را هم به نمايش گذاريم.
بدين منظور در مرحله نخست برای رعايت مقررات ، موافقت ناخدای کشتی را جلب کرديم. به خصوص وقتی مشاهده کرديم که يک مسيحی در کشتی روی دريا هم به تبليغ مسيحيت مشغول است و حتی با تلاش فراوان می خواست ما را هم به پذيرش آئين خويش دعوت کند.
ناخدای کشتی يک انگليسی بود. او علاوه بر موافقت با برقراری نماز جمعه ما، به مسلمانان سياه پوست آفريقايی هم اجازه داد تا در نماز ما شرکت کنند! ( می توان حدس زد اقامه نماز در روی عرشه کشتی چقدر عجيب و در عين حال زيبا و دلنشين بوده است )
کشتی بر آب های نيلگون اقيانوس اطلس عبور می کرد . شايد برای اولين بار بود که صف نماز جمعه با اين نظم و ترتيب بر روی عرشه کشتی تشکيل داده می شد، همه به يک جهت (قبله) قرار گرفته و به سخنان يک پيشوای دينی با دقت گوش می دادند.
سيد قطب، خطبه نماز می خواند و ضمن آن آياتی از قرآن را تلاوت می کرد. آهنگ زيبا و دلنشين سوره هايی که در قرآن تلاوت می شد، فضای آرام کشتی را، به فضايی معنوی و دلپذيری تبديل کرده بود تا جايی که ساير مسافران را هم به تماشای انجام عمل عبادی مسلمانان کشانده بود!
الله اکبر، به نام خدای رحمان و رحيم .......فقط ترا عبادت می کنيم و فقط از تو کمک می خواهيم ، ما را به راه درست هدايت کن ........پروردگارم را که بزرگ است تقديس می کنم ، پروردگارم را که بلند مقام است ستايش می کنم.
سيد قطب می گويد: پس از پايان نماز افراد زيادی پيش ما آمدند و اين توفيق بزرگ عبادت را به ما تبريک گفتند : يکی از آن افراد ، زن جوانی بود که بعدا فهميديم مسيحی و اهل "يوگسلاوی" است و در يک محيط کمونيستی زندگی می کرده است.
زن جوان که سخت تحت تاثير حماسه شکوهمند نماز ما و آهنگ دلنواز قرآن که با لحن جذاب و شيرين مصری قرائت شده بود، قرار گرفته بود ، در حاليکه به خود می لرزيد و اشک شوق در چشم داشت ، با زبان انگليسی ساده ای ، آميخته با تواضع و دلدادگی خاصی می گفت : کدام يک از اين افراد کشيش شماست ؟ و او با چه زبانی سخنرانی می کرد؟!
او می پنداشت که مانند آيين مسيحيت حتما يک کشيش يا روحانی بايد نماز را اقامه کند ، ولی برای او توضيح داديم : در آئين اسلام ، هر مسلمان با ايمانی که احکام نماز را خوب می داند و نماز را صحيح می خواند ، می تواند امام جماعت شود و ما همه نماز را به زبان عربی می خوانيم .
او ادامه داد : گرچه من يک کلمه از سخنان شما را نفهميدم اما خوب احساس می کردم که بعضی جمله ها و کلمه ها آهنگ عجيب و زيبايی داشت ، به خصوص که در لابلای خطبه شما، جمله هايی وجود داشت که نسبت به ساير مطالب ، آهنگ و جاذبه فوق العاده ای ايجاد می کرد و مرا تحت تاثير سحرآميز خود قرار می داد. آن جملات مرا به لرزه انداخت، به گونه ای که فکر می کردم ، در حاليکه شما آن جملات را ادا می کرديد ، وجود شما از ( روح القدس ) و فرشته مخصوص خداوند پر شده است !
ما هم تحت تاثير انقلاب روحی آن زن قرار گرفتيم و متوجه شديم ، آنچه يک زن مسيحی (يوگسلاو) را که حتی ذره ای از کلمات و معانی آن را نمی فهميد ، تحت تاثير قرار داده ، آيات نورانی قرآن بوده که با آهنگ موزون و لحنی زيبا و دلپذير، قرائت شده است .
_________________________________________________
* سید قطب ، دانشمند بزرگ و معروف مصری (1906-1966م) بود که شهید راه ایمان و عقیده و مبارزه خویش شد. او قرآن را در 8 جلد ، به نام « در سایه قرآن » تفسیر کرد و حدود 45 جلد کتاب در زمینه قرآن شناسی ، اسلام شناسی ، جامعه شناسی و هنر و ادبیات ، به زبان عربی نوشت که بیشتر آنها به زبانهای دیگر ترجمه و بارها تجدید چاپ گردیده است.
سید قطب ، در یک خانواده روستایی و در یکی از دهکده های مصر به دنیا آمد، دوران دبستان را در همان دهکده پشت سر گذاشت و برای ادامه تحصیل به شهر آمد و در دبیرستان درس خواند و توانست کل قرآن را حفظ کند . او سپس به تحصیل و مطالعه و تحقیق پیرامون این کتاب مقدس آسمانی پرداخت و آثار بسیار ارزشمند و ابتکاری ای پدید آورد، اما افکار روشنگرانه و آزادی خواهانه او که در آثارش منعکس شده بود، موجب گردید که حکومت مصر او را به اتهام رهبری توطئه و اقدام علیه امنیت کشور، به حبس ابد و سپس به اعدام محکوم کند! ( سید قطب ، ما چه می گوییم ، ترجمه ، سید هادی خسروشاهی ، ص 10 . )
حتما بخوانيد و به خود پاسخ دهيد كه چه مقدار از اين حقوق را رعايت مي كنيد؟
روي كلمه حقوق مسلماني كليك كنيد
" کلاغ يا نابغه پرندگان"
![]() |
کلاغ پرنده اي است معاشرتي که دسته جمعي در دهکده ها زندگي مي نمايد و لانه خود را بر فراز شاخه هاي درختان يا در سوراخ صخره ها بنا مي کند.
وقتي که مشغول ساختن لانه هستند ، اغلب مصالح ساختماني را از هم مي دزدند و زماني که دزد از نظر ناپديد مي شود، کلاغي که خيانت ديده است ، به نوبه خود جبران زيان مي کند . با اين همه روح همکاري و تعاون در کلاغه به منتهي درجه وجود دارد .
نمونه هايي از همکاري آنها
اگر پاي يکي از کلاغ ها در اثر تصادفي بشکند يا آسيب ببيند، کلاغ هاي ديگر به محض اين که صدايش را شنيدند، به طرفش مي آيند، زخمش را تسکين داده و به او کمک مي کنند تا پرواز کند و اگر کلاغي مجروح بر زمين بيفتد، دسته جمعي مي رسند و آنقدر بال و پر مي زنند، تا دوست مجروح خود را به کنار آب برسانند .
اگر کسي براي خارج کردن جوجه ها به لانه کلاغ ها نزديک شود، پدر و مادر آنها با فرياد، کلاغان ديگر را به کمک مي طلبند . در اندک زماني، گروهي کلاغ اجتماع کرده و با حمله به متخاصم او را از ميدان به در مي کنند و گاهي با نوک خود چشم آن شخص را کور کرده يا از حدقه خارج مي سازند.
حيله کلاغ از روباه بيشتر است
کلاغ ، موش را بسيار دوست دارد و براي شکار آن بر پشت بزي که مشغول چريدن ريشه درختان است مي نشينند . حيوان با سم هاي خود خاک را زير و رو مي کند ، در اين موقع موش هاي صحرايي از همه جا بي خبر، از زير خاک سر بيرون مي آورند و کلاغ او را مي ربايد.
گاهي اتفاق مي افتد کلاغ و روباه يکديگر را ملاقات مي کنند ، حال اگر روباه طعمه اي در دهان داشته باشد، اين برخورد بسيار جالب و تماشايي خواهد بود ، چرا که کلاغ با قار قار خود رفقايش را خبر مي کند و بعد دسته جمعي با يک حمله برق آسا بر سر روباه فرود مي آيند و او را نوک باران مي کنند . روباه نيز چاره اي ندارد ، جز اين که طعمه را بگذارد و فرار کند.
کلاغ و تقليد صدا
کلاغ ها استعداد عجيبي در تقليد صداهاي گوناگون دارند و به خوبي قادرند صداي مرغ، سگ و گربه يا آواز خروس را تقليد کنند. گاهي اتفاق مي افتد کلاغي در لانه مرغ مخفي شده، صداي مرغ يا خروس را تقليد مي کند ، منظورش اين است که مرغ را از جوجه هايش دور کند ، تا جوجه را بربايد . اگر با اين حيله موفق نشود در بالا سر مرغ پر مي زند ، يا در اطرافش راه مي رود که مرغ از فرط خشم به کلاغ حمله مي کند . در اين اثنا کلاغ ديگري جوجه را مي ربايد.
قانون مداري کلاغ
عدالت در قلب جماعت کلاغ ها باجدي ترين وضع خود حکمفرماست . وقتي يکي از آنها تخلف ورزد، کلاغ ها شورايي تشکيل مي دهند تا درباره سرنوشت همکارشان تصميمي اتخاذ کنند . اين بحث و شورا، ساعتها طول مي کشد تا اين که حکم صادر شود. در حالي که متهم در فاصله اي آن طرفتر با بي صبري منتظر نتيجه محاکمه است.
وقتي شورا تصميم به برائت کلاغ گرفت، گروه کلاغ ها به پرواز در مي آيند و از نظر ناپديد مي شوند، ولي اگر متهم محکوم شده باشد ، آن وقت به سويش حمله ور مي شوند و با ضربات مهلک نوک خود، چشمان کلاغ بيچاره را از حدقه در مي آوردند و آن قدر اين را ادامه مي دهند تا کلاغ بي جان گردد و نقش بر زمين شود.
|
|
هوش کلاغ
کلاغ از حيوانات باهوش و با شعور است و طرز زندگي او از ادراک درستش حکايت مي کند . به موارد زير توجه کنيد:
اگر دو نفر خود را به پرنده کوري نزديک کنند و بعد يکي از آنها محل را ترک کند، اکثر پرندگان تصور خواهند کرد که هر دو نفر دور شده اند و کار و فعاليت خود را دوباره آغاز مي کنند . ولي کلاغ ها به خوبي درک خواهند کد که يک نفر از آن دو باقي مانده است.
کلاغها در موقع پروازهاي دسته جمعي ، يک قراول در جلوي خود حرکت مي دهند . کلاغ پيشتاز قدرت هوش و ذکاوتش به قدري است که مي تواند خطر را به خوبي تميز دهد و امنيت دورترين نقاط مسير حرکت را نيز کاملاً تحت کنترل قرار دهد.
اگر کلاغ تکه نان خشکي به چنگ آورد که نتواند آن را خرد کند، بدون تأمل آن را به منقار گرفته، خود را به نزديکترين جوي آب يا حوض مي رساند و با حوصله فراوان آن را آن قدر در آب نگاه مي دارد، تا کاملاً نرم و قابل خوردن گردد.
براي پوست کردن گردو و يا خوراکيهايي که داراي پوست سفت هستند، آن را به منقار گرفته از ارتفاع بر تخته سنگي رها مي کند تا به تخته سنگ اصابت کرده ، مغزش از درون پوست خارج شود.
کلاغ ها اهل تفريح ، عيش و نشاط اند و براي خود، محافل انس مهيا مي کنند . براي سرگرمي و تفريح گاهي ساير حيوانات را آزار مي دهند . مثلاً به روباه ، خرگوش يا گربه اي که خوابيده ، بي سرو صدا حمله مي کنند و او را به وحشت مي اندازند و خود ابراز شادي و نشاط مي کنند.
با مشاهده کلاغ مرده اي، جنجال و همهمه عجيبي به راه مي اندازند و در مرگ او سوگواري کرده و مرده خود را تشييع مي نمايند.
کلاغ ها قادر به محاسبات رياضي هستند.
در سحرگاهان، اين پرنده سحر خيز، هر که را خفته بيند، با صداي مخصوص خويش، او را بيدار مي نمايد.
کلاغ در قرآن
داستان قابيل و هابيل پسران حضرت آدم (ع ) را شنيده ايد که قابيل به برادرش حسادت مي ورزيد و درنهايت او را کشت.
" پس خداوند کلاغي را برانگيخت ، تا در زمين کاوش کند و به او بنماياند که چگونه جسد برادرش را بپوشاند.( قابيل با خود) گفت: واي بر من که از اين کلاغ ناتوانترم که ( بدانم چگونه) جسد برادرم را ( با خاک) بپوشانم. پس برکرده خود پشيمان شد.[ مائده / 35]

1. برقراري ارتباط ضعيف يا نامفهوم با ديگران از عمده ترين عوامل اتلاف وقت است. براي برقراري ارتباط روشن و شفاف با ديگران وقت كافي صرف كنيد.
2. توانايي حل مشكلات به نحو خوب و مؤثر موجب صرفه جويي بسيار در وقت مي شود.
3. اختصاص دادن وقت خود به ديگران به منظور آموزش چگونگي انجام كارهايشان يكي از عوامل مهم صرفه جويي در وقت است.
4. فروشندگان فقط هنگامي واقعاً مشغول انجام كار هستند كه در مدت زمان معقولي با شخصي سر و كار دارند كه قادر ، و مايل به خريد است.
5. براي اين كه وقت كمتري را از دست بدهيد ، قبل از حركت به نقاط مختلف ، فاصله و مسيرها را مشخص كنيد و پس از برنامه ريزي حركت كنيد.
6. كاملاً مراقب سلامت جسماني خود باشيد. خستگي و بيماري از عوامل مهم اتلاف وقت هستند.
7. اولين ساعت روز را كه به " ساعت طلايي" معروف است صرف خودتان كنيد.
8. هر روز صبح 30 تا 60 دقيقه از وقت خود را صرف مطالعه كنيد تا توانايي هاي خود را به روز كرده و حضور ذهن خود را تقويت كنيد.
9. اولين قرار ملاقات روز را صبح زود بگذاريد. زود از خواب بلند شويد، زود از خانه بيرون برويد و مشغول كار شويد.
10 . درست است كه كسي قادر نيست زمان را متوقف كند ، اما حداقل مي توان نحوه ي استفاده از آن را تحت كنترل داشت.

11 . استراحت كوتاه يكي از ابزارهاي مديريت زمان است. يك استراحت كوتاه مي تواند شما را براي ساعاتي كه در پيش داريد آماده كند و سبب شود كه عملكرد شما بسيار بهتر از زماني باشد كه با خستگي كار مي كنيد.
12 . به منظور تقويت نيروي ذهني و استفاده ي بهتر از وقت ، هر هفته يك روز كامل را در مرخصي به سر ببريد ، اين استراحت باعث مي شود كه در شش روز ديگر بتوانيد خيلي بيشتر كار كنيد.
13 . مديريت زمان و استفاده بهتر از وقت عادتي است كه براي داشتن يك زندگي رضايت بخش و توأم با عملكرد عالي ، ضروري است.
14 . تلويزيون از عوامل مهم اتلاف وقت است. اين وسيله مي تواند خدمتكار خيلي خوب و يا ارباب خيلي بدي باشد.
15 . ارزش هر چيزي را مي توان با مقدار وقتي كه حاضريد صرف آن كنيد اندازه گيري كرد.
| ||
|
| ||
راز خلقت موریانه ها
مطالعه در کشور عجيب، منظم و دو سه ميليوني موريانه ها، همچنين بررسي ارتباط دائم آنها با يکديگر، بيانگر اين حقيقت است که موريانه ها هم حرف مي زنند و هم زبان مخصوص به خود دارند. لانه موريانه ها که نيمي از آن در زير زمين و نيمي از آن روي زمين است، مخروطي شکل و با ارتفاع شش الي هشت متر از دور ديده مي شود. در هر يک از اين لانه ها يک ملکه وجود دارد که حدود ده تا پانزده سال عمر مي کند و هر سال تعداد فرزندان وي زياد مي شود. چرا که ملکه هر دو ثانيه يک تخم مي گذارد.
ساختمان خانه موريانه ها از داراي چندين طبقه است که در ورودي آن، برخلاف ساختمان هاي بشري، در بالاي عمارت قرار دارد. طبقات و ساختمان خانه موريانه ها به شرح زير است:
طبقه دوم: خوابگاه تابستاني کارگران.
طبقه سوم: اطاق نهار خوري تابستاني.
طبقه چهارم: انبار آذوقه.
طبقه پنجم: سرباز خانه.
طبقه ششم: مقر تابستاني ملکه.
طبقه هفتم: انبار تره بار.
طبقه هشتم: آغل حيوانات شيرده . (موريانه ها شته درختان را اسير کرده، به لانه خود برده، از آنها مراقبت مي کنند و از شيره و عصاره اي که اين شته ها مي سازند، استفاده مي کنند.)
طبقه نهم: اطاق بچه ها.
طبقه دهم: اطاق بازي.
طبقه يازدهم: بيمارستان و تأسيسات پزشکي.
طبقه دوازدهم: خوابگاه زمستاني کارگران و گورستان.
طبقه سيزدهم: مقر زمستاني ملکه.
اگر اين کشور عجيب دو سه ميليوني را خطري تهديد کند، بلافاصله همه موريانه ها به وسيله ماموران انتظامات يا فرد مطلع با خبر شده و آماده مقابله با خطر مي گردند.
"تعويض موريانه نگهبان و احوالپرسي آنان "
سربازان نگهبان در ورودي به لانه، به پاسداري مشغول اند و لحظه اي غفلت نمي کنند. اين سربازان ريز به محض احساس خطر، ديگران را خبر مي کنند. نگهبانان در فواصل معين و دقيق عوض مي شوند، از اينجا مي توان استنباط نمود که موريانه داراي قادر به تشخيص وقت است. همچنين از نزاکت و ادب نيز بي بهره نيستند، هنگامي که همديگر را ملاقات مي کنند، به هم نزديک شده و بيني به همديگر مي مالند. مثل اينکه مي خواهند يکديگر را بشناسند يا سلام و احوالپرسي کنند. پس از آن خداحافظي کرده و به راه خود ادامه مي دهند.
"اعلام خطر موريانه ها"
موريانه ها براي اينکه خطر را به سايرين اطلاع دهند، سرشان را به ديواره چوبي لانه خود ميکوبند، در نتيجه ارتعاشي در داخل محفظه خالي درخت ايجاد شده و ساير موريانه ها آگاه مي گردند. دارکوب ها وقتي مي خواهند به طعام لذيذي از موريانه دست يابند، چند بار به درخت پوسيده اي نوک مي زنند، ضربه هاي وارده در داخل حفرات و لانه موريانه ها ارتعاشاتي شبيه به آنچه گفته شد، به وجود مي آورد و موريانه ها به خيال اينکه خطري آنها را تهديد مي کند، از يک سمت لانه راه فرار اختيار مي کنند. اما دارکوب با زبان باريک و چسبناک خود راه را بر آنها مي بندد و دام چرب و نرمي برايشان مي گستراند.
"گفتگو با گرسنه ها"
موريانه ها مانند مورچه ها در تمام امور با هم همکاري مي کنند. اين همکاري دلالت بر ارتباط مستقيم و دقيق همه آنها با يکديگر دارد. به عنوان مثال در جامعه موريانه ها گرسنه وجود ندارد. يعني گرسنه با سير تماس مي گيرد و احتياج خود را با او در ميان مي گذارد. خميري که موريانه هاي مأمور تهيه غذا از چوب مي سازند، پيش از آن که کاملاً هضم شود، از ده معده مختلف عبور مي کند. تقسيم آن بنا بر قاعده بسيار صحيحي انجام مي گيرد. هر قدر موريانه اي گرسنه تر باشد، از محتواي" معده اجتماع" خود کمتر به ديگران مي دهد و در عوض از عابرين، بيشتر خوراک هضم شده مي گيرد. اگر موريانه اي که بسيار گرسنه است، با موريانه اي که گرسنه تر از خود او است برخورد نمايد، بدون تأمل، قسمتي از غذاي کمي که در معده دارد را به او مي دهد. بدين طريق شرايط تغذيه در تمام کشور موريانه ها يکسان است. در جوار موريانه هاي سير موريانه گرسنه اي وجود ندارد. در کشور آنها فقير و ثروتمند نيست. آنها با اين روش بسيار هوشمندانه و ساده، جامعه کاملي را بنا نهاده اند . به علاوه بد نيست بدانيم که تشکيلات جامعه مورچه ها و زنبورها هم همينطور است. منبع
توضيحات بسياري از قسمت هاي كتاب درسي مربوط به زماني است كه ما تازه مي خواستيم با موضوعات آنها آشنا شويم . حالا كه نزديك به 8 ماه از سال تحصيلي مي گذرد ، محمد تصميم گرفته براي دوره كردن درس هايش ، مطالب را خلاصه كند . حالا او براي مرور درس ها ديگر يك كتاب 120 صفحه اي پيش رو ندارد ، بلكه حجم كتابش خيلي خيلي كم شده است .
انگار همين ديروز بود كه منزل حسين آقا بودم . دختر ايشان كه كلاس چهارم است ، به سختي مشغول مطالعه بود . امتحان داشت و از اين كه نمي توانست تمام مطالب و نوشته ها را مثل كتاب بگويد نگران بود . من به او گفتم معلم ها چنين چيزي را از شما نمي خواهند . آنها فقط مي خواهند شما درس را ياد بگيريد . به همين خاطر مي توانيد موضوعات درسي را براي خودتان ( يا ديگران ) به زبان ساده تري توضيح دهيد .
الهه به خوبي مي داند كه با گفتن مثال هاي صحيح ، ياد گرفتن درس ها چقدر آسان مي شود . او عادت دارد براي هر موضوع درسي خود لااقل دو مثال بزند . اين كار نشان مي دهد كه يك دانش آموز چقدر درس را ياد گرفته است . با اين حال توجه داشته باشيد كه « تعريف كردن » عنصر با « مثال زدن » براي آن فرق مي كند .
مهيار براي مرور كردن درس ها روش مخصوصي دارد . او ابتدا تمام برگه ها و دفترهاي خود را مرتب مي كند . بعد نگاه دقيقي به فهرست كتاب مي اندازد و هر قسمت را كه هنوز به خوبي ياد نگرفته ، علامت مي زند . سپس برگه هاي امتحاني خودش را بررسي مي كند . اشكالاتش را روي كاغذ ويژه اي يادداشت مي كند و با اين كار تمام درس ها را به دو بخش كلي تقسيم مي كند :
1- « مطالبي كه به خوبي آنها را ياد گرفته ام . »
2- « مطالبي كه اشكال دارم . »
مهيار قصد دارد بيش ترين توجه خود را به رفع اشكالاتش اختصاص دهد و از تكرارغير ضروري مطالبي كه مي داند ، صرف نظر كند .
مريم و مادرش هر چند روز يك بار درس ها را با هم مرور مي كنند ، اما نتيجه دلخواهشان را به دست نمي آورند . مادر مريم مي گويد : « دخترم در خانه ، همه درس ها را به طور كامل براي من توضيح مي دهد، اما نمي دانم چرا در امتحانات مخصوصاً امتحانات كتبي نمره خوبي نمي گيرد.»
پاسخ اين سؤال چندان سخت نيست . مريم درنوشتن مطالب بر روي كاغذ مشكل دارد و بايد تمرين كند . او بايد موقع نوشتن تصور كند كه معلم چيزي نمي داند و بايد مطلب را به طور كامل و روشن به او توضيح دهد ( بنويسد ) . مشكل مريم و بعضي ديگر از بچه ها آن است كه جواب هايشان بسيار مختصر است و به همين خاطر نمره كاملي نمي گيرند .
در ضمن با اينكه ديگر فرصت زيادي تا پايان سال تحصيلي نمانده است ، اما مي توانيد با كمي حوصله و دقت خوش خط تر بنويسيد . خوشنويسي نمرات درسي شما را ( خصوصاً املا و انشا را ) بالا مي برد . مي گوييد نه ، امتحان كنيد .
خيلي راحت مي توانيد براي دوره كردن كتاب هاي خود از سرگرمي هاي آموزشي استفاده كنيد .
مثلاً :
· معلم شويد : كسي كه مي خواهد موضوعي را به ديگران ياد بدهد ، حتماً بايد به آن تسلط داشته باشد . در ضمن كسي كه مطلبي را تدريس مي كند ، كم تر آن را فراموش مي كند .
· كارت آموزشي : از مطالب مهم كتاب نكته برداري كنيد . بعد مهم ترين سؤالات را روي تعدادي كارت مقوايي بنويسيد. شما بايد با خواندن سؤال ، زود پاسخ آن را بگوييد. كارت هايي را كه كامل پاسخ نداده ايد ، كنار بگذاريد و دوباره شروع كنيد .
· بازي اشاره : با چشمان بسته ، كتاب خود را باز كنيد و بعد انگشت خود را روي يك قسمت آن نگه داريد . حالا بايد بتوانيد آن بخش را خواه تصوير باشد و خواه نوشته، توضيح دهيد .
جلونويسي در امتحاناتي مثل رياضي لازم است. اگر كسي جلونويسي نكند، نمره كامل نمي گيرد.
اميرعلي براي اين كه با چنين مشكلي روبه رو نشود ، اين كار را در خانه هم مي كند . او براي جواب هاي رياضي خود حتماً « جلونويسي » مي كند و وقتي از كامل بودن پاسخ عاي برگه امتحاني مطمئن شد ، آنرا به مادرش تحويل مي دهد .
تو هم مي تواني شاگرد ممتاز باشي
متأسفانه بعضي از بچه ها خودشان را دست كم مي گيرند . اين دانش آموزان فكر مي كند كه هيچ وقت نمي توانند جزو بهترين هاي كلاس باشند . به همين خاطر انگيزه قوي براي درس خواندن ندارند .
محمد كه قبلاً جزو دانش آموزان متوسط كلاس بود ، به تازگي تصميم گرفته با برنامه ريزي و تلاش ، خودش را به سطح دانش آموزان ممتاز مدرسه برساند . ما از قبل به اين دانش آموز كوشا تبريك مي گوييم .
· براي حفظ هوشياري ، در و پنجره كلاس را كمي باز بگذاريد .
· در ساعات تفريح ، حتماً از هواي آزاد استفاده كنيد .
· اگر از نظر معلم اشكالي نداشت ، بعضي از كلاس ها را در فضاي باز مدرسه يا نمازخانه تشكيل دهيد كه بزرگ تر است .
· با انجام كارهاي گروهي كلاستان را از ابتداي فصل بهار تا انتهاي سال تحصيلي پر شور نگه داريد .
سردبير : حسن زارعيان
اعضاي تحريريه:
فاطمه امينيان – پرويز رزاقي- عباس فرهادي ثابت - حسن زارعيان – بهمن معين نيا
ويراستار : فرهنگ فرهي
تعريف گوش دادن فعال
يافتن معناي گفتار ديگران در ذهن خود گوش دادن است.
با اين تعريف شنيدن با گوش دادن متفاوت است . شنيدن فعاليتي جسمي است و نيازي به يادگيري ندارد، چرا كه دستگاه شنيداري ما غيرارادي در اثر برخورد صداها، تحريك شده و شنيدن احساس مي شود.
اما گوش دادن فعاليتي ذهني است كه نيازمند يادگيري است و تا به آن توجه نكنيم ادراك نمي شود.
ما با گوش هاي خود مي شنويم اما با مغزمان گوش مي دهيم.
فوايد و كاركردها گوش دادن
1 – تمركز بر پيام هاي ديگران
2 – برداشت كامل و درك مناسب تر منظور ديگران
3 – ابراز علاقه، نگراني و توجه به ديگران
4- تشويق ديگران به بيان و ابراز آزادانه و صادقانه مسائل خود
5 – تقويت ارتباط و تعامل خود با ديگران
6 – افزايش تفاهم ما با ديگران
7 – جلوگيري از سوء تفاهم ها
8 – افزايش قدرت يادگيري
9 – كمك به خودآگاهي و گسترش شناخت از خود و ديگران
10 – افزايش روحيه ي مشاركت جويي و كار گروهي
مهارت هاي اساسي گوش دادن فعال
1 – مهارت توجه :
يعني توجه جسمي و غير كلامي به طرف مقابل كه به او نشان دهد دقيقاً به صحبت هاي او گوش مي دهيم مثلاً هنگام گوش دادن با بدني مايل به جلو، در فاصله ي مناسب، رو در روي گوينده قرار گرفته و نگاه ما تا شعاع نيم متري صورت گوينده باشد، ضمن پرهيز از رفتارهاي حواس پرت كن (بازي با كليد و سكه و...) سعي كنيم شنونده اي خشك و بي حركت نباشيم و محيط گفتگو را از عوامل مزاحم و ترس آور دور كنيم.
2 – مهارت پي گيري :
گاهي گوينده نگران و هيجان زده است كه در حالت هاي چهره، تُن صدا و رفتارهاي او نمايان مي شود، در اين صورت بايستي بدون زورگويي او را به صحبت كردن دعوت كنيم. مثلاً با استفاده از جملات در باز كن (امروز سرحال به نظر نمي رسي! خب ! – بعد چي شد! – ادامه بده ! ) با استفاده از كلمات تشويقي كوتاه (هوم – درسته – بله و ...) با استفاده از سؤال هاي كوتاه و باز و يا حتي گاهي سكوت توأم با توجه و مشاهده ي او مي تواند اين موانع را از ميان بردارد.
3 – مهارت انعكاسي :
يعني انعكاس توضيحات و احساسات و معاني درك شده از گوينده به خود او كه نشان دهنده ي درك و فهم و پذيرش او نزد شنونده است.
راهكارهاي عملي گوش دادن فعال
1 – براي درك بيشتر گوينده به علايم غيركلامي (زبان بدن) او توجه كنيم.
2 – خود را به جاي گوينده قرار داده و سعي كنيم دنيا را از ديدگاه او ببينيم و درك كنيم.
3 – با طرح سؤالاتي از خود، حساسيت گيرندگي مان را افزايش دهيم. مثلاً ( چرا او حالا اين موضوع را به من گفت ؟ - منظور او چيست؟ - نكات اصلي حرف او چيست ؟ و...)
4 – به ياد داشته باشيم كه سرعت متوسط تكلم انسان بين 125 تا 175 كلمه در دقيقه است. در صورتي كه سرعت متوسط تفكر انسان بين 400 تا 800 كلمه در دقيقه است. از اين فرصت براي پردازش اطلاعات گوينده خوب استفاده كنيم.
5 – عوامل حواس پرتي را به حداقل برسانيم از جمله :
- بازي كردن با كليد و سكه و ...
- تكان خوردن يا حالت عصبي
- ضرب گرفتن روي ميز با انگشتان
- جا به جا شدن مكرر
- تماشاي تلويزيون
- سر تكان دادن به عابرين
- روزنامه خواندن و .....
6 – ارتباط چشمي مناسب برقرار كنيم. نه آن قدر خيره شويم كه گوينده را معذب كنيم و نه آن قدر به او نگاه نكنيم كه تصور كند به ارتباط با او علاقه اي نداريم .
7 – موانع فيزيكي را از بين ببريم مثلاً در دفتر كار خود، از پشت ميز بيرون آمده و در كنار او بنشينيم و صحبت كنيم.
8 – بهتر است به گونه اي بنشينيم كه بدن ما كمي متمايل به جلو و به طرف گوينده باشد.
9 – احساسات درك شده اش را به او انعكاس دهيم مثلاً ( گويا موضوعي باعث خوشحاليت شده ؟! ، غمگين به نظر مي رسي ! و ...)
10 – با بيان عباراتي گوينده را به ادامه ي صحبت تشويق كنيم مثلاً (خب خُب! - بعد چي شد؟ - جدي ؟! – واقعاً ؟! و ...)
11 – گوينده را با سؤالات پي در پي بمباران نكنيم كه احساس كند مورد بازجويي قرار گرفته است.
12 – در گوش دادن به مطالب مهم ،از يادداشت برداري نكات كليدي غفلت نكنيم.
13 – درك خود را از احساسات گوينده بيان كنيم مثلاً (به نظرم اين موضوع شما را ناراحت كرده !)
14 – گاهي موضوعات مهم مطرح شده را به گوينده يادآور شويم تا ميزان درك خود را مورد ارزيابي قرار دهيم مثلاً ( چند دقيقه اجازه دهيد ببيننم درباره چه چيزهايي صحبت كرديم ، اول ....)
15 – منظور گوينده را با كلمات خودش به او انعكاس دهيم.
16 – براي خوب گوش دادن و درك بهتر گوينده ضروري است تلاش نماييم برخي خصوصيات و توانايي ها را در خود افزايش دهيم، براي مثال تحقيقات نشان داده است كه : - كساني كه خزانه ي واژگان غني تري دارند، شنوندگان بهتري هستند.
- كساني كه پيشرفت تحصيلي بهتري دارند، توانايي گوش دادن آن ها نيز بيشتر است.
- زنان در تفسير و تشخيص پيام هاي غيركلامي از مردان كارآمدترند.
- معمولاً افراد درونگرا، شنوندگان بهتري هستند.
17 – تا وقتي كه گوينده مطلب خود را تمام نكرده و يا منتظر پاسخ نيست، سخن او را قطع نكنيم.
18 - موقع شنيدن سخناني كه خوشايند ما نيست و يا مخالف خواسته ها و تمايلات و افكار ما هستند، صبر و شكيباني از خود نشان داده و با علايم كلامي و غيركلامي نامناسب از خود عكس العمل نشان دهيم.
19 – عوامل مزاحم را از محل گفتگو دور كنيم ، مانند : (خاموش كردن راديو، تلويزيون، ضبط صوت در صورت ضرورت قطع تلفن و يا نصب و يا نصب كاغذي بر روي در اتاق با عنوان لطفاً مزاحم نشويد)
20 – سدها و موانع ارتباطي اكيداً پرهيز كنيم از جمله :
- دستور دادن، تهديد كردن و ترساندن
- موعظه ، نصيحت و سخنراني كردن
- قضاوت و انتقاد كردن
- ارائه ي دلايل منطقي و يا راه حل
- تحقير ، توهين و ناسزا
21 – در پرسش، از سؤال هاي كوتاه و باز استفاده كنيم.
منبع : حسن زارعيان
سردبير : حسن زارعيان
اعضاي تحريريه:
فاطمه امينيان – پرويز رزاقي- عباس فرهادي ثابت - حسن زارعيان – بهمن معين نيا
ويراستار : فرهنگ فرهي
تعريف جرأت ورزي
يعني توانايي در بيان افكار ، احساسات و عقايد خود به شكل مستقيم، صادقانه و متناسب به نحوي كه به حقوق خود و ديگران صدمه اي نرسانيم.
انواع رفتار جرأت مندانه
1 – رد جرأت مندانه
زماني كه با درخواست هاي نادرست و نامعقول ديگران مواجه مي شويمف مي توانيم با روش رد قاطعانه ( جرأت مندانه) به درخواست آنان پاسخ منفي بدهيم.
مثال :اگر به ميهماني دعوت شديم كه اعضاي شركت كننده در آن را نمي شناسيم و نمي خواهيم در آن ميهماني شركت كنيم، مي گوييم : متأسفم من در ميهماني اي كه اعضاي آن را نمي شناسم، شركت نمي كنم .
2- درخواست جرأت مندانه
از اين روش در مواقعي كه نيازمند كمك گرفتن از ديگران هستيم، استفاده مي كنيم. مثال : اگر براي حل يك مشكل بخواهيم از والدين يا دوستي كمك بگيريم، مي گوييم: من براي حل مشكلم نيازمند كمك و همفكري شما مي باشم،آيا مي توانيد به من كمك كنيد؟
3 – بيان جرأت مندانه
از اين روش براي بيان احساس و افكار خود در تقدير و تشكر از ديگران استفاده مي كنيم.
شما مي توانستيد بهتر به اين موضوع بپردازيد.
از دعوت شما سپاسگزارم.
غذايي كه درست كرديد فوق العاده خوش مزه است.
هدف هاي جرأت مندي
در مهارت جرأت مندي هدف، تغيير در خود ماست، نه تغيير در ديگران، تا بتوانيم نيازها و احساسات و افكار خود را ابراز كنيم و از آسيب هاي احتمالي در امان بمانيم.
در بعضي مواقع از رفتارهاي جرأت مندانه كه استفاده مي كنيم، ممكن است به هدفي كه مي خواهيم دست نيابيم ولي ازاين كه توانسته ايم اصول رفتار جرأت مندانه را اجرا كنيمف نشاط و اعتماد به نفس ما تقويت مي شود.
مثال : در درخواست جرأت مندانه ممكن است بگوييم : من به همفكري شما در حل مشكلم نيازمندم.
ولي فرد مقابل پاسخ منفي دهد. در اين جا هدف درخواست جرأت مندانه بوده است كه ما انجام داده ايم، حتي اگر به هدف نهايي نرسيم، در اين صورت درخواست جرأت مندانه را از شخص ديگري مي نماييم تا به حل مشكل دست يابيم.
مثال هايي براي درك بيشتر تفاوت رفتار جرأت مندانه با رفتار انفعالي و پرخاشگرانه :
1 – درصف خريد ايستاده ايم، فردي مي خواهد خودش را جلوي ما جا بزند به ما مي گويد : من عجله دارم اجازه مي دهيد زودتر از شما خريد كنم؟
پاسخ انفعالي : خيلي خوب
پاسخ پرخاشگرانه : به جهنم كه عجله داري برو آخر صف بايست.
پاسخ جرأت مندانه : متأسفم، نمي توانم، من هم عجله دارم.
2 – يكي از آشنايان ما را براي روز تعطيل امانت مي خواهد به ما مي گويد:
آخر هفته ماشينت را به من مي دهي ؟
پاسخ انفعالي : من خودم برنامه هايي داشتم، ولي باشد.
پاسخ پرخاشگرانه : خيلي پررو هستي كه يك دفعه از من چنين تقاضايي مي كني، فراموشش كن.
پاسخ جرأت مندانه : از قبل براي آخر هفته برنامه ريزي كرده ام، خوش حال مي شوم در آينده به شما قرض بدهم، به شرط آن كه زودتر خبر دهيد.
3 – يكي از اقوام قصد دارد شب به خانه ي ما بيايد ولي ما آمادگي نداريم زنگ مي زند و مي گويد : زنگ زدم ببينم هستيد، تا شب خودمتتان برسيم ؟
پاسخ انفعالي : خودمان برنامه اي داشتيم ولي باشد تشريف بياوريد.
پاسخ پرخاشگرانه : شما نمي توانيد هر وقت دلتان خواست به ديدن ما بيابيد ، ما هم براي خود برنامه هايي داريم.
پاسخ جرأت مندانه : امشب براي ما وقت مناسبي نيست، اگر موافقيد وقت ديگري را تعيين كنيم.
نه مقدس
گفتن نه و يا بله در مقابل درخواست ديگران زماني كه به اختيار خود انسان باشد، جرأت مندي است. هر گاه در مقابل درخواست غيرموجه و نا به جاي ديگران به دليل رودربايستي يا ترس و يا هر دليل غيرمنطقي ديگري نتوانيم با جرات از كلمه ي «نه» استفاده كنيم، خود را مورد هجوم بسياري از آسيب ها و فشارها قرار خواهيم داد.
از جمله مواردي كه ضروري است از كلمه ي «نه» به عنوان يك ناجي مقدس ارتباطي استفاده كنيم، موقعيت هاي زير مي باشد :
1 – زماني كه از سوي ديگران خواسته اي نامعقول مطرح مي شود.
2 – زماني كه مشغول كار مهمي هستيم، شخصي كاري با اولويت كمتر را به ما پيشنهاد مي دهد.
3 – زماني كه براي «كار پيشنهادي» مهارت و دانش كافي را نداريم.
4 – زماني كه خيلي عصباني و ناراحت هستيم.
5 – زماني كه كار پيشنهادي را كس ديگري مي تواند به خوبي انجام دهد.
6 - زماني كه پيشنهاد دهنده، به هويت و حريم شخصي ما قصد تجاوز داشته باشد.
7 – زماني كه از ما بر خلاف علائق، معيارها يا اعتقادات ديني و ارزشي ما ، چيزي را طلب نمايند.
مواردي كه رفتار جرأت مندانه توصيه نمي شود :
1 – زماني كه در موقعيت خطرناكي قرار داريم. مثلاً زماني كه شاهد صحنه ي تصادف در خيابان و مجروح شدن ديگران بوده ايم و از ما مي خواهند مجروحين را به مركز درماني برسانيم، رد جرأت مندانه به درخواست آنان مي تواند بسيار مشكل آفرين و خطر ساز باشد.
2 – زماني كه طرف مقابل ما در شرايط روحي مناسبي قرار ندارد. مثلاً شخصي با حالت خشم و عصبانيت تمام، با عجله وارد نانوايي شده و خارج از نوبت نان را بر مي دارد، در اين جا درخواست جرأت نمدانه به عمق مشكل مي افزايد.
3 – زماني كه ديگران مي خواهند با رفتارشان ما را تحريك كنند. مثلاً شخصي كه در حال كشيدن سيگار مي باشد، مي خواهند درباره مضرات مصرف سيگار با ما بحث كند.
مهارت هايي براي ابراز جرأت مندي :
براي عيني تر كردن كاربرد مهارت ها، فرض كنيم كسي ما را به ميهماني دعوت مي كند كه اصلاً ديگران و آن خانه را نمي شناسيم ، در اين صورت از روش هاي بيان جرأت مندانه زير استفاده مي نماييم :
1 – نه گفتن :
نه نمي آيم.
من اهل اين جور ميهماني ها نيستم.
نه حتماً بايد بروم منزل
2 – تغيير دادن موضوع :
در اين روش موضوع صحبت را عوض مي كنيم.
راستي فيلم ديشب را ديدي ؟
فردا امتحان داريم ؟
فردا امتحان داريم؟
لباسي كه خريديف خيلي قشنگه !
3 – دليل آوردن :
رفتن به خانه اي كه نمي شناسم را اصلاً درست نمي دانم.
دليلي ندارد به جايي بروم كه راضي نيستم..
روحيه ام در اين جور ميهماني ها ضعيف مي شود.
4 – ايجاد احساس شخصيت مهم تر در طرف مقابل :
انتظار نداشتم اين پيشنهاد را به من بدهي !
من روي شما يك جور ديگر فكر مي كردم !
من شما را عاقل تر از اين ها مي دانستم!
5 – ارائه پيشنهاد بهتر :
حاضرم با شما سينما بيايم ولي ميهماني نمي آيم.
بيا برويم منزل ما.
6 – نشان دادن شأن بالا خانوادگي خود :
در خانواده ما رسم نيست كه در اين جور ميهماني ها شركت كنيم.
اگر اين موضوع را درخانواده ام مطرح كنم، آن ها خيلي تعجب مي كنند.
7 – بيان موضوع در قالب شوخي :
من هنوز بچه ام، بزرگ نشده ام.
من شب ها زود خوابم مي بره.
8 – پافشاري و اصار در رد درخواست:
گفتم كه اهل رفت و آمد با غريبه ها نيستم.
ديگر حرفش را نزن، به هيچ وجه نمي آيم.
9 – دور شدن از موقعيت :
در مواقعي كه مي بينيم شخص خيلي اصرار مي كند، بهتر است از ان محل و موقعيت دور شويم.
10 – ابراز همدلي :
شايد دلت مي خواست كه من با شما بيايم، اين موضوع را مي فهمم ولي متأسفانه در اين گونه ميهماني ها شركت نمي كنم.
11 – پيدا كردن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل :
موافقيد جاي غير از ميهماني برويم كه شما هم دوست داشته باشيد؟
12 – معذرت خواهي :
با عرض پوزش به هيچ وجه نمي آيد، اميدوارم مرا ببخشيد
13 – تشكر و قدرداني :
لطف كرديد مرا به ميهماني دعوت كرديد، ولي من دوست نداردم و نمي آيم.
منتظر بمان، اما معطل نشو / تأمل كن ، اما توقف نكن / صريح باش، اما گستاخ نباش / بگو آري، اما نگو حتماً / بگو نه ، اما نگو ابداً
منبع : حسن زارعيان
یادگیری ما را نمی توان با مقیاسی مانند عقربه سوخت ماشین اندازه گیری کرد که از خالی تا پر تغییر میکند. ما با مرور دوباره آنچه که قبلا آموخته ایم و بازاندیشی در افکار وطرحهایمان برای یادگیری در آینده ، یاد میگیریم. وهمیشه چیزهای بیشتری برای آموختن وجود دارد.
معروف ترین چرخه یادگیری "چرخه کولب" است که چهار مرحله را برای یادگیری شناسایی کرده است:
| تجربه |
|
عمل | ||||||||||||
| تفکر |
|
مفهوم ساختن |
این مدل نشان میدهد که ما چگونه از طریق تجربه و از مقایسه تجربه خودمان با دیگران یاد میگیریم که چگونه تجربه هایمان را تحلیل کنیم و برای کارهای جدیدی برنامه ریزی کنیم. اگر تمام فازهای این چرخه را طی کنیم "یادگیری تجربی" ، چنانکه به این اسم مشهور است، به تجربه اندک ما محدود نمی شود.
سبک های یادگیری
همه ما به یک روش یاد نمی گیریم. ما گرایش داریم روش هایی را که با آنها راحت تر هستیم انتخاب کنبم و بقیه روشها را کنار بگذاریم. این نکته مهم است که ما از سلیقه مان در مورد سبک های یادگیری باخبر باشیم تا بتوانیم:
• از روش های یادگیری مان استفاده کنیم که با آموزش خاصی که فرا میگیریم، سازگار باشد.
• یادگیری مان را در روش های ضعیف تر بهبود بخشیم.
نکته مهم آن است که بدانیم " سبک های یادگیری" خصوصیات فردی افراد نیستند و ما همه در شرایط متفاوت سبک های متفاوتی را به کار میگیریم. هر چند، معمولا ما یک یا دو سبک را بر بقیه ترجیح میدهیم. به گفته هانری و مامفورد (1986) برای اینکه چرخه یادگیری (چرخه کولب را نگاه کنید) را کاملا طی کنیم، باید هر چهار سبک یادگیری را در پیش گرفت. ضعف یا قبول نکردن هر کدام از این سبک های یادگیری ، فرآیند یادگیری را دچار مانع میکند.
| فعالیت گرا | |
شما به جای اینکه به دفترچه راهنما مراجعه کنید با انجام دادن هرکاری، آن را یاد میگیرید. دوست دارید خود را دربیشترین تجربهها و فعالیتهای ممکن غرق کنید. اغلب دوست دارید در گروه کار کنید تا بتوانید ایده های بیشتری بدهید و امتحان کنید. نقطه قوت شما پذیرش فکری و شور وشوق شماست. |
| اهل فکر | |
شما عقب میایستید و مشاهده میکنید؛ چون دوست دارید قبل ازتصمیم گیری درباره پیشروی، تا آنجا که میتوانید اطلاعات جمع کنید. به جای یک باره پریدن در وسط ماجرا، ترجیح میدهید تصویر بزرگ تری به دست بیاورید که شامل تجارب و دیدگاه های آدم های دیگر باشد. نقطه قوت شما جمع آوری اطلاعات با دقت زیاد و تحلیل آنها برای رسیدن به نتیجه است. |
| نظریه پرداز | |
شما میخواهید تمام مشاهداتتان را با قالب نظریهها و چهارچوبها تطبیق دهید تا بتوانید ببیند چگونه یک مشاهده به مشاهده های دیگر ربط پیدا میکند. شما سعی میکنید با پرسیدن این سوال که "چطور جور در میآید؟" آمو خته های جدید را با نظریهها و چهارچوب خودتان سازگارکنید. نقطه قوت شما این است که در تلاش برای حل یک مسئله، از ربط بین قسمت های مختلف برای داشتن یک رویکرد قدم به قدم استفاده میکنید. |
| پراگماتیست | |
شما همیشه دنبال ایده های جدید هستید تا آنها را به عمل درآورید. معیار اصلی شما برای قضاوت در مورد یک نظریه، نتیجه عملی ناشی از آن است. نقطه قوت شما هم این است که میتوانید با اعتماد به نفس ایده جدیدی را مطرح کنید و به مرحله عمل در آورید. |
وضعیت های یادگیری
وقتی دانش آموزان در حال کسب مهارت یا دانش جدیدی هستند، اندیشیدن به "وضعیت یادگیری" شان یعنی میزان توانایی و آگاهی شان ازآن سودمند است. اگر یادگیرنده از نیاز خود آگاه نباشد، نمی تواند از پیش نهادهای کمک استفاده کند. دابین چهار وضعیت برای یادگیری پیش نهاد میکند:
|
خودآگاه |
ناخودآگاه | ||
| از نیاز به یادگیری یک مهارت یا دانش جدید: | |||
|
کار آمد |
در مهارت یا دانش مورد نظر |
کارآمد خودآگاه |
کارآمد ناخودآگاه |
|
ناکارآمد |
ناکارآمد آگاه |
ناکارآمد ناخودآگاه |
یادگیرنده اغلب در حالیکه نسبت به نیازها و ضعفهای آموزشی خود در وضعیت ناکارآمد خودآگاه است، شروع به یادگیری میکند . متاسفانه خیلی از ما در مرحله ناکارآمد ناخودآگاه (آن کس که نداند و نداند که نداند!) هستیم. فهمیدن این وضعیتها برای هدایت یادگیرندگان به وضعیت مطلوب کارآمد ناخودآگاه ، مثلا درراندن یک ماشین، بسیار ضروری است.
انگیزه برای تحصیل در سطوح عالی تر
انگیزه یادگیرنده نقش مهمی در فرآیند یادگیری بازی میکند. مقدار انگیزه ما به این بستگی دارد که چه کسی هستیم، چه چیز میخواهیم یاد بگیریم و شرایطی که در آن یاد میگیریم چیست. بررسی هایی که تایلور (1983) روی دانشجویان دانشگاه اپن انجام داد نشان داده است که در تحصیلات عالی چهار رویکرد عمده در انگیزش دانش آموزان وجود دارد. هر کدام از این رویکردها ( ونه خصوصیات فردی!) را میتوان به به دو زیر گروه علاقه درونی به فرآیند یادگیری و علاقه بیرونی به یادگیری به عنوان وسیله ای برای رسیدن به یک هدف تقسیم کرد. این چهار رویکرد را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:
|
رویکرد |
هدف |
علاقه |
نگرانی های دانش آموز |
| شغلی | آموزش | درونی |
آیا این یاد گیری به شغل انتخابیم مربوط میشود؟ |
|
مدرک گرفتن |
بیرونی |
آیا رشته ام برای کارفرماها شناخته شده و معتبراست؟ | |
| آموزشی |
علاقه ذهنی |
درونی |
آیا برنامه درسی ام جالب است؟ آیا کلاسها انگیزه ام را تقویت میکنند؟ |
|
پیشرفت تحصیلی |
بیرونی |
آیا نمراتم نشان میدهد که پیشرفت خوبی داشته ام؟ | |
| شخصی |
رشد و اصلاح شخصی |
درونی |
آیا من با چالش مواجه میشوم و آیا تجربه ام زیاد میشود؟ |
|
جبران کمبود یا فرصت قبلی |
بیرونی |
بازخوردم چقدر خوب است؟ آیا این درس را میگذرانم؟ | |
| اجتماعی | خوش گذراندن | بیرونی |
آیا امکانات ورزشی و فرهنگی خوبی موجود هست؟ |
انگیزه اجتماعی برای یادگیری نیازی بیرونی است و بنابراین تقسیم بندی درونی ندارد
دیدگاه های ما نسبت به یادگیری
اینکه ما یادگیری مان را چگونه شروع میکنیم به دانش و مهارت های قبلی، انگیزه ما برای یادگیری، روش یادگیری و شرایط آموزشی محیط یادگیری مان بستگی دارد. اما اساسی تر از اینها، چگونگی شروع یادگیری در وهله اول، به اینکه چه تصوری از آموزش داریم مربوط میشود. مارتون و سالجو (1997) دو رویکرد یادگیری عمیق و سطحی راشناسایی کرده اند که اساسا در تصوری که ازمعنی آموزش دارند با هم متفاوتند. "یادگیری عمیق" رویکرد مطلوب آموزش عالی است. "یادگیری سطحی" در پیوند با حفظ کردن فرمولها و معلومات بدیهی است. باید دو نکته را در رویکرد به آموزش ، مورد توجه قرار داد. اولا، آدم های متفاوتی که رویکردهای یادگیری متفاوت دارند، سر کلاس یک درس واحد مینشینند. دوم اینکه یک شخص واحد بر حسب زمان یا چیزی که میگیرد، رویکرد متفاوتی را اتخاذ میکند.
| یادگیری عمیق | یادگیری عمیق، متضاد یادگیری سطحی و رویکرد مطلوب آموزش عالی است. کسانی که رویکرد عمیق به یادگیری دارند مطالب جدید را با ربط دادن آنها به دانسته های قبلی شان یاد میگیرند. بعضی اوقات به این رویکرد، "یادگیری کل نگر" گفته میشود، چون این نوع یادگیری با داشتن فهم و دیدگاه واحدی نسبت به جهان مرتبط است. کسی که رویکرد عمیق دارد به جای اینکه واقعیات را از هم جدا کند همواره در حال این سوال است که " چطور جور درمی آید؟ بحث بر سر چیست؟ آیا توضیح دیگری وجود ندارد؟" در این یادگیری ارزش یابی به جای بازتولید صرف درسها، درگیر شدنی فعالانه با اندیشه هاست. |
| یادگیری سطحی | یادگیری سطحی گردآوری معلومات بی ربط به هم مانند اسم آدمها و مکانها و تاریخ وقایع است. این رویکرد، یادگیری را چیزی میبیند که میتوان آن را با عقربه سوخت اندازه گیری کرد؛ که از خالی شروع میشود و باید تا پرشدن پیش برود. این رویکرد به "یادگیری اتمیستی " شهرت دارد چون وقتی ما به طور سطحی یاد میگیریم، میزان دانسته هایمان را به شکل یک توده میبینیم نه به صورت کیف پولی که میتوان آن را روی هم گذاشت و پس انداز کرد. وقتی زمان ارزشیابی این یادگیری برسد به تکنیکهای " مرور" و رویه هایی معمولی مثل حفظ کردن نیاز پیدا میکنیم. مشکل اصلی یادگیری سطحی هم وقتی بروز میکند که مجموعه اطلاعاتی که با آنها سرو کار داریم، بسیار گسترده شود. |
| یادگیری استراتژیک | یادگیری استراتژیک بر تکنیکهای یادگیری تاکید دارد. در این رویکرد دانش آموزان یادداشت های خود را سازماندهی میکنند و سعی میکنند معیارهای درس را پیش بینی و جوابهایشان را به آنچه معلم میخواهد، نزدیکتر کنند. "رویکرد استراتژیک" تلاشی منطقی در جهت ایجاد تعادل بین میزان تلاش برای یادگرفتن یک درس و نمره آن است. مدیریت زمان و منابع از مسایل اصلی این روش است. |
سه رویکرد به آموزش را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:
|
رویکرد |
هدف از فعالیت |
ویژگی های رویکرد |
با هدف: |
| رویکرد عمیق | تبدیل کردن | درگیری فعال با ایده های جدید. ربط دادن دانسته های قبلی به آموخته های جدید پیدا کردن منطق و شاهد در بحث ها |
درک معنی اندیشه ها |
| رویکرد سطحی | باز تولید کردن | دانش را مجموعه از واقعیتهای بی ارتباط دانستن حفظ کردن اسم ها، تاریخها و فرآیندها استرس! |
کسب دانش ومهارت های لازم |
| رویکرد استراتژیک |
سازمان دهی کردن |
روشن کردن خواسته های درس مدیریت خوب منابع و بار کاری یادگرفتن آنچه معلمها میخواهند |
رسیدن به بالاترین نمره ممکن ازای مقدار تلاش معین |
باز هم تاکید میکنیم که مهم است درک کنیم که اینها "خصوصیات فردی" نیستند. ما بر حسب شرایط رویکردهای مختلفی را به کار میگیریم. چالش موسسات آموزشی این است که اهداف و محتوای آموزش و سبک های تدریس و انواع ارزشیابی را طوری طراحی کنند که آموزش عمیق را آسان سازد.
چکیده: حافظه انسان طوری است که پس از چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش میکند، و بعد از یک شبانه روز فقط رئوس مطالب را به خاطر میآورد. اما اگر در روش های مطالعه خود تجدید نظر کنید، میتوانید بر این ضعف ذاتی حافظه غلبه کنید. در این مقاله شما را با تعدادی از این روشها آشنا خواهیم کرد.
یک خواننده خوب کسی است که تا جایی که ممکن است:
- نکات اصلی مطلب را بگیرد.
- در مورد آنچه نویسنده میگوید، فکر کند.
- فعال باشد نه منفعل.
- بر روی چیزی که میخواند تمرکز کند.
- هر چیزی را به آن موضوع مربوط است به خاطر بیاورد.
- آنچه را میخواند با زندگی شخصی خود مرتبط کند.
با استفاده از روشهای زیر و تمرین بیشتر به زودی به نتیجه خوبی میرسید.
۱- در مورد موضوعی که قرار است بخوانید فکرکنید:
- در مورد این موضوع چه میدانم؟
- چه چیزی میخواهم یاد بگیرم؟
- بعد از خواندن، چه چیزی یاد گرفته ام؟۲- ابتدا بخشی را که میخواهید بخوانید سریع نگاه کنید:
- چه مطلبی به نظرتان آشناست؟
- چه چیزهایی به نظرتان تازگی دارد؟
- درک کلی شما از موضوع چیست؟۳- این بار مطالب را به دقت بخوانید و از نکات مهم یادداشت بردارید:
- نکات مهم و اصطلاحات خاص را روی برگه های یادداشت و یا کارتهای کوچکی بنویسید. این کار در دوره مطالب به شما کمک میکند.
- مطالبی را که کاملا متوجه نشده اید، دوباره بخوانید.
- فکر کنید که از کجا میتوانید راجع به این موضوع اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
- این موضوع با کدامیک از موضوعات درسی دیگر شما ارتباط دارد؟۴- آنچه را که خوانده اید، دوره کنید:
- بعد از هر قسمت مطالبی را که خوانده اید، برای خود تکرار کنید.
- در پایان هر بخش نکات مهم را مرور کنید.
- مطالبی را که خوانده اید برای خود یا یکی از دوستانتان یا یکی از اعضای خانواده به زبان خود بیان کنید. این کار ذهن شما را منظم میکند.
تونی بوران در کتاب " چگونه از مغز خود بهتر استفاده کنیم؟ " میگوید:
منحنی حافظه انسان طوری است که به فاصله چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش میکند، و بعد از ۲۴ ساعت تقریبا فقط رئوس مطالب را به خاطر میآورد، رئوس مطالب هم بعد از مدتی فراموش میشود مگر اینکه :
فرد پس از ۱۰ دقیقه یک بار مرور، پس از 24 ساعت یک بار مرور، و پس از یک هفته یک بار مرور انجام دهد و از مطلبی که یاد گرفته است در عمل استفاده کند.
منابع:
www.learningcenter.com
www.how-to-study.com
www.ucc.vt.edu
چکیده: یکی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 کارهایت استفاده کن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص کارهای مهم است. در این مقاله قصد داریم تا تعدادی از راهکارهای مدیریت زمان را به شما معرفی کنیم.
از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم میشوند:
۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام میگیرد.
۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته کارهایی هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا میکنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق میاندازند.
۳- کارهای فوری و غیر مهم: این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام میشود.
۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس ) خود را به این کارها سرگرم میکنند.
موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است، پس برای موفقیت تحصیلی:
۱- از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید.
۲- کارها را اولویت بندی کنید.
۳- راهزنان وقت را بشناسید.
۴- راههای ایجاد وقت را یاد بگیرید.
راهزنان وقت:
۱- صحبتهای کم اهمیت
۲- میهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری
۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری
۶- نداشتن انضباط کاری
۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری
۸- دوباره کاری
۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواسته های نابجا
۱۰ - نداشتن تمرکز حواس
۱۱- عادت امروز و فردا کردن
۱۲- ترس از شکست
راههای ایجاد وقت:
۱- زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهایی که در انتظار هستیم، زمانی که در اتوبوس میگذرد و ... )
2- انجام کارها به طور همزمان
3- تنظیم کردن وقت خواب
4- کنترل بیشتر روی وقت تفریح
5- نه گفتن به درخواست های غیر مهم
6- عقب انداختن کارهای غیر مهم
منبع:
کتاب مدیریت زمان، آقای عبدالحمید سروش (ناشر مولف)
چکیده: استرس در زندگی روزمره، امری عادی است و گاه میتواند نتایج مثبتی داشته باشد؛ اما هنگامی که جنبه مرضی پیدا کند و بصورت نگرانی و اضطراب دائم درآید و افکار و اعمال انسان را تحت تأثیر قرار دهد، میتواند خطرناک باشد. میزان اضطراب در افراد گوناگون، متفاوت است. ممکن است موقعیتی که برای فردی بسیار نگران کننده است برای دیگری اصلا استرس زا نباشد و بالعکس. مثال بارز این مسأله، سخنرانی در میان جمع است که در برخی افراد نگرانی زیادی ایجاد میکند، در صورتیکه برای برخی دیگر امری بسیار عادی تلقی میشود. بنابراین بهترین راه برای غلبه بر استرس پیدا کردن راه حل و تکنیکی متناسب با شخصیت فرد میباشد.
عوامل استرس زا
برای اینکه بر اضطراب خود غلبه کنید، باید تشخیص دهید که چه زمانی و چرا دچار نگرانی میشوید. اکثر ما فکر میکنیم که اضطراب نتیجه عوامل خارجی است، اما باید بدانیم که عامل اضطراب در خود ما وجود دارد و واکنش و نگرش ما به موقعیتها و مسائل است که اضطراب را به وجود میآورد. اگر شما یک دانش آموز هستید، ممکن است حضور در کلاس، کنفرانس دادن، صحبت با معلمان، برقراری ارتباط با دیگر دانش آموزان، امتحان و بسیاری مسائل دیگر در شما ایجاد اضطراب کند. البته این یک امر عادی است، اما شما باید سعی کنید عوامل و موقعیت های استرس زا را به خوبی تشخیص دهید تا بتوانید بر اضطراب بی مورد خود غلبه کنید.
غلبه بر اضطراب
راههای زیادی برای غلبه بر اضطراب وجود دارد، اما شما باید راهکار مناسبی را که با شخصیت شما متناسب است، بیابید و بکار ببرید. بخاطر داشته باشید بعضی از این مهارتها نیاز به تمرین مستمر دارند تا ثمر بخش شوند. درست مثل دوچرخه سواری و یا شنا که نیاز به تمرین مداوم دارند، این مهارت نیز با تمرین مداوم، پرورش مییابد و به زودی شما میتوانید احساس نگرانی خود را به راحتی کنترل کنید.
1- نفس عمیق بکشید.
وقتی مضطرب هستید، نمی توانید به راحتی نفس بکشید و این مسأله به خودی خود تولید استرس میکند. ممکن است حتی بدون آنکه متوجه باشید نفس خود را در سینه حبس کنید. میزان اکسیژن در خون کاهش مییابد و عضلات شما منقبض میشوند. ممکن است احساس سردرد کنید و یا نگرانی شما افزایش یابد. بعد از این هرگاه احساس نگرانی کردید، نفس عمیق بکشید، و چند ثانیه هوا را در ریه های خود نگه دارید. سپس به آرامی تا 10 بشمارید و هوا را آزاد کنید.
2- برای انجام کارهای خود برنامه ریزی کنید.
یکی از عوامل استرس زا استفاده نادرست از زمان و نداشتن برنامه ریزی مناسب میباشد. لیستی از وظایف روزانه خود تهیه کنید و بر اساس درجه اهمیت آنها را تنظیم کنید. سعی کنید کارهای مهم تر را زودتر انجام دهید. بعد از انجام هر کار، آن را از لیست برنامه خود خط بزنید. صبح قبل از هر چیز کارهای را انجام دهید که علاقه چندانی به آنها ندارید، اما مجبورید انجام دهید. به این ترتیب، بقیه روز احساس نگرانی کمتری خواهید کرد.
3- با اطرافیان خود ارتباط برقرار کنید.
سعی کنید دوستان بیشتری پیدا کنید. هرگاه احساس تنهایی و یا نگرانی کردید به دیدار یکی از دوستان خود بروید و با او صحبت کنید.
4- به ذهن خود استراحت بدهید.
تجسم یک منظره زیبا میتواند ذهن شما را از یک موقعیت استرس زا دور کند. هر گاه فرصت کردید، چشم های خود را ببندید و مکانی آرام و زیبا را در ذهن خود مجسم کنید. سعی کنید تمام جزئیات آن مکان را احساس کنید. ( نوای دلنشین، منظره زیبا، عطر دل انگیز و … ) همچنین میتوانید با خواندن یک کتاب و یا گوش کردن به یک موسیقی آرام و دلنشین، اضطراب را از خود برانید.
5- فعال باشید.
فعالیت های بدنی نقش مهمی در کاهش اضطراب دارد. شما با ورزش کردن و سایر فعالیت های بدنی میتوانید فشارهای روانی ناشی از اضطراب را کاهش دهید. سرگرمی مورد علاقه خود را پیدا کنید و بطور منظم به انجام آن بپردازید. ورزش، کارهای هنری، رسیدگی به گلها و باغچه و … در زمانیکه مضطرب هستید میتواند شما را آرام کند و انرژی بیشتری به شما بدهد. بخاطر داشته باشید که جسم و روح جدایی ناپذیرند.

6- مراقب سلامتی خود باشید.
شرط داشتن جسم و روحی سالم، تغذیه مناسب و استراحت کافی میباشد. بدن سالم و قوی برای غلبه بر استرس آمادگی بیشتری دارد. درست مثل یک ماشین که بدون بنزین از حرکت میایستد، بدن شما نیز بدون تغذیه مناسب و خواب کافی قدرت خود را از دست داده و به راحتی تسلیم موقعیت های استرس زا میشود. پس مراقب خواب و خوراک خود باشید.
7- خندیدن را فراموش نکنید.
خنده بهترین راه برای غلبه بر استرس میباشد. گاه گاهی فیلمی کمدی نگاه کنید و یا جمله طنزی بخوانید تا حس شادی و نشاط در شما زنده شود.
8- خوش بین باشید.
وقتی که مضطرب هستید اغلب به همه چیز با دید منفی نگاه میکنید. برخی افراد به این مسئله عادت کرده اند و در واقع همیشه نیمه خالی لیوان را میبینند. اگر شما جزو این دسته افراد هستید، سعی کنید این عادت را ترک کنید. به نقاط روشن و زیبای زندگی فکر کنید و خوش بین باشید. بعد از این به دنبال نکات مثبت یک مسأله باشید نه نکات منفی. خنده یک کودک، دیدن یک دوست قدیمی، آواز یک پرنده، طلوع خورشید، سلامتی، شادابی، جوانی و.... نمونه هایی از نکات مثبت و روشن زندگی میباشند. ممکن است این نکات بسیار ساده و ناچیز به نظر آیند، اما به تدریج همین نکات ناچیز میتوانند دید شما را نسبت به زندگی تغییر دهند و از اضطراب شما
بکاهند.
9- به خدا توکل کنید.
آخرین و مهمترین نکته آنکه در همه حال به خدا توکل کنید و از او یاری بخواهید تا همواره در آرامش به سر ببرید.
چکیده: امتحان معیار ارزشیابی دانستهها و تواناییهای شماست و شما میتوانید از آن بعنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین لازم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.
برای عملکرد بهتر در امتحان توصیه های زیر را بکار بندید:
1- با آمادگی کامل و به موقع در سر جلسه امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، خودکار، ماشین حساب، لغت نامه و ساعت را به همراه داشته باشید. با این کار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید کرد.
2- با اطمینان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنید. مثبت اندیشی کنید. همواره این جملات را در ذهن خود تکرار کنید: " من برای امتحان کاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم. " نگرانی را از خود دور کنید. هر گاه احساس نگرانی کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دلشوره صحبت نکنید. بهتر است بدانید که نگرانی همچون یک بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.
3- آرام ولی هوشیار باشید. اگر حق انتخاب دارید، مکان مناسبی را برای نشستن انتخاب کنید. نیمکتی را انتخاب کنید که بر روی آن فضای کافی برای کار داشته باشید. به پشتی نیمکت تکیه دهید و راحت باشید.

4- در ابتدا نگاهی گذرا به سؤالات بیندازید. حدودا 10% از وقت خود را برای این کار صرف کنید. کلمات کلیدی ( در سؤالات ) را مشخص کنید و برای پاسخ دادن به سؤالات زمانبندی کنید. در حالیکه سؤالات را میخوانید، نکاتی که به ذهنتان میرسد و میتوانید مفید باشد را در کنار آنها یادداشت کنید.
5- برای پاسخگویی به سؤالات از یک برنامه منظم پیروی کنید. ابتدا به سؤالات ساده تر پاسخ دهید و بعد به آنها که نمره بیشتری دارند. سپس به ترتیب به سوالاتی پاسخ دهید که:
- مشکل تر هستند.
- جواب دادن به آنها وقت بیشتری میگیرد.
- نمره کمتری دارند.
6- در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت کنید.
- ابتدا پاسخهایی را که میدانید اشتباه است، کنار بگذارید.
- اگر تست نمره منفی ندارد، از بین پاسخهای باقی مانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید و یا حدس بزنید.
- اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.
- شک نکنید، معمولا اولین گزینه ای که انتخاب میکنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر اینکه واقعا به نتیجه قطعی رسیده باشید.
7- در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سؤالات خوب فکر کنید.
- ابتدا نکات مهمی را که راجع به سؤالات به دهنتان میرسد، در چرک نویس یادداشت کنید.
- این نکات را به ترتیب شماره گذاری کنید.
- سپس آنها را تنظیم کرده و پاکنویس کنید.
8- در پاسخ به سؤالات تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.
- در جمله اول موضوع اصلی را بیان کنید.
- مقدمه ای برای آن بنویسید.
- سپس موضوع را با جزئیات بیشتری شرح دهید.
- به سؤال توجه کنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید. از توضیحات غیر ضروری و مثالهای اضافی بپرهیزید.
9- 10% از وقت امتحان را برای مرور مطالب کنار بگذارید.
- برای ترک کردن جلسه امتحان عجله نکنید.
- در انتها تمام سؤالات را مرور کنید.
- مطمئن شوید که به تمام سؤالات پاسخ داده اید.
- پاسخها را یک بار دیگر بخوانید و در صورت لزوم جمله بندی، املای کلمات و … را تصحیح کنید.
10- وقتی نتیجه امتحان را گرفتید، آن را بررسی کنید.
- به اشکالات خود توجه کرده و سعی کنید در آن زمینه بیشتر مطالعه کنید.
- برای امتحانات آخر سال، سؤالات امتحانات کلاسی را دوره کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.
- بهترین روش یادگیری را که برای شما مؤثر بوده، انتخاب کنید.
- روشهایی که برای شما کارآیی لازم را نداشته، کنار بگذارید.
- سعی کنید بهترین روش را پیدا کرده و بر روی آن تمرین کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.
چکیده: یادداشت برداری یکی از مهمترین مهارتهای یادگیری است که به شما در فهم مطالب بسیار کمک میکند. اگر جزوه ای دقیق و منظم داشته باشید میتوانید آن را سالیان سال نگه داشته و در مراحل مختلف تحصیل از مطالب آن بهره ببرید. با دنبال کردن مراحل زیر و تمرین آنها، میتوانید این مهارت را در خود پرورش دهید.
به نکات زیر توجه کنید:
1- هنگام شروع کلاس برای یادداشت برداری آماده باشید. وسایل خود را پیش از شروع کلاس آماده کنید.
2- عوامل مزاحم را از خود دور کنید. صحبت کردن، خوردن، خندیدن و مسائلی از این قبیل یادداشت برداری شما را دچار اشکال میکنند.
3- بطور فعالانه در بحث و موضوع درس شرکت کنید. سؤال کنید. پاسخ دهید و اشکالات خود را بپرسید.
4- به صحبت های معلم با دقت گوش کنید. به مطالبی که معلم بر روی آنها تأکید میکند، دقت کنید. به دنبال عباراتی نظیر این باشید: "نکته مهم این است که …"، " بطور خلاصه میتوان گفت که… ". مطالبی را که معلم بر روی تخته مینویسد، یادداشت کنید.
5- نکات مهم درس را تشخیص دهید. مطمئن شوید که نکات مهم را به درستی تشخیص داده و یادداشت کرده اید.

توجه داشته باشید که اگر معلم مطلبی را چند بار تکرار میکند، احتمالا آن مطلب بسیار مهم است.
یادداشت برداری آگاهانه و منظم
1- لازم نیست تمام کلمات معلم را بنویسید.
2- فقط نکات مهم و مطالب اصلی را یادداشت کنید.
3- از کلمات کلیدی استفاده کنید و حروف اختصار بکار ببرید تا سرعت نوشتن شما بیشتر شود.
4- مطالب را بطور واضح بنویسید تا در مرور آنها به اشکال برنخورید.
5- هنگامی که معلم مطالب مهمی را توضیح میدهد، ابتدا به دقت گوش کنید و سپس آن مطلب را بطور خلاصه بنویسید.
6- جزوه شما باید خلاصه ای از یک درس باشد، به این صورت که:
الف- موضوع اصلی را بالای صفحه بنویسید.
ب- نکات مهم مربوط به آن موضوع را شماره گذاری کرده و به ترتیب بنویسید.
ج- در زیر هر مطلب، جزئیات مربوط به آن را بنویسید و با حروف الفبا نشانه گذاری کنید.
بعد از کلاس
1- بلافاصله بعد از کلاس یادداشت های خود را مرور کنید، در این هنگام ذهن شما آمادگی بیشتری برای این کار دارد.
2- نکات مهم را مشخص کرده و نکات غیرضروری را حذف کنید.
3- زیر نکات و مطالب مهم خط بکشید.
4- اگر مطلبی به نظرتان میرسد، به آنها اضافه کنید.
5- جزوهها را دسته بندی و تنظیم کنید.
با مرور و تنظیم جزوه ها، ده دقیقه بعد از کلاس، در وقت خود صرفه جویی کنید. توجه داشته باشید که هرچه دیرتر این کار را انجام دهید، تنظیم و تشخیص مطالب مهم برای شما سخت تر میشود و زمان بیشتری میگیرد.
منابع:
www.learningcenter.com
www.how-to-study.com
www.ucc.vt.edu
چکیده: یکی از مهمترین مهارتهای یادگیری، درک مطلب میباشد. هر چه ادراک و دریافت بهتر باشد، یادگیری و یادآوری مطالب نیز آسان تر میشود. برای درک بهتر باید هدف و انگیزه داشت. به خاطر داشته باشید که مطالعه بدون هدف و پیش زمینه همچون گردابی است که فرد را در خود گرفتار میکند.
هدف مطالعه
هدف مطالعه ارتباط دادن مطالب جدید با مطالبی است که از قبل میدانید، اگر راجع به موضوع پیش زمینه ای نداشته باشید و بخواهید آن را در ذهن خود جای دهید، مثل این است که بخواهید آب را در دستان خود نگه دارید. میبینید که این کار غیر ممکن است و به زودی مطالب از ذهن شما خارج میشود.
به عنوان مثال سعی کنید این اعداد را بخوانید و بخاطر بسپارید:
خواندن و حفظ کردنش سخت است نه؟ 4 2 3 6 1 5 7
این یکی آسان تر است، بخاطر اینکه کوتاهتر شده است. 4 2 3 6 - 1 5 7
و این یکی از همه آسان تر است، چون به ترتیب اعداد نوشته شده و به خاطر پیش زمینه ای که دارید به راحتی آن را حفظ میکنید. 7 6 5 4 - 3 2 1
اگر ورزش را دوست داشته باشید، چون پیش زمینه ای برای خواندن، فهمیدن و به خاطر سپردن مطالب ورزشی در ذهن خود دارید، خواندن مطالب ورزشی برای شما بسیار آسان تر میشود.
تقویت مهارت مطالعه و درک مطلب
برای درک مطلب نیاز به انگیزه، تمرکز، پیش زمینه و روش مطالعه صحیح دارید.
در اینجا توصیه هایی برای تقویت این مهارت ذکر میکنیم:
1- اطلاعات عمومی خود را افزایش دهید.
با خواندن کتاب، روزنامه و مجله اطلاعات عمومی خود را گسترش دهید و به رویدادهای اطراف خود علاقه نشان دهید.
2- با ساختار پاراگراف آشنا شوید.
معمولا هر پاراگراف با مقدمه ای شروع شده و با نتیجه ای پایان مییابد. اغلب اولین جمله به توصیف کلی مطالب میپردازد و زمینه را برای توضیح بیشتر فراهم میکند. پس به جملات اول هر پاراگراف بیشتر توجه کنید تا بتوانید موضوع بحث را بهتر تشخیص دهید. همچنین به دنبال نشانه ها، کلمات و عباراتی باشید که نشان دهنده تغییر موضوع مورد بحث میباشند.
3- حدس بزنید و پیش بینی کنید.
یک خواننده باهوش و زرنگ همیشه سعی میکند تا نظرات نویسنده، سؤالها و موضوعهای بعدی را حدس بزند. این کار باعث کنجکاوی و افزایش دقت خواننده میشود.
4- به شیوه تنظیم مطالب توجه کنید.
آیا مطالب بر اساس ترتیب زمانی نوشته شده اند و یا بر اساس درجه اهمیت؟ ترتیب مطالب بر اساس کاربرد آنهاست و یا بر اساس دشواری آنها؟ این کار به تنظیم مطالب در ذهن کمک میکند.
5- در خود انگیزه و علاقه ایجاد کنید.
پیش از آنکه مطلبی درس داده شود، نگاهی گذرا به آن بیندازید. سؤالاتی در مورد آن از خود بپرسید و با هم کلاسیها در مورد آن صحبت کنید. هر چه انگیزه و علاقه شما بیشتر باشد، درک شما نیز بهتر خواهد شد.
6- به نکاتی که به فهم مطلب کمک میکند توجه کنید.
به عکس ها، نمودارها، جدولها و سرفصلها توجه کنید. اولین و آخرین پاراگراف هر بخش را بخوانید.
7- مطالب را خلاصه نویسی و دوره کنید.
یک بار خواندن کتاب هیچ گاه کافی نیست. برای فهم عمیق تر باید زیر مطالب مهم را خط بکشید، خلاصه کنید و دوره نمایید.
8- از تکنیکی منظم و منسجم استفاده کنید.
هنگام مطالعه از یک روش منظم استفاده کنید تا به آن روش مسلط شوید. یکی از بهترین روشها، شامل مراحل پیش خوانی، پرسش، خواندن، بازگویی و تعریف و دوره مطالب میباشد.
9- با تمرکز و توجه کامل مطالعه کنید.
یک خواننده خوب همیشه با تمرکز و توجه کامل مطالعه میکند و هیچ مطلبی را نخوانده باقی نمی گذارد. پس تا موضوعی را کاملا نفهمیده اید، به سراغ موضوع بعدی نروید.
تمرین شماره ۱:
کتابی را انتخاب کنید، یک صفحه از آن را در نظر گرفته و تعداد کلمات موجود در هر پاراگراف را بشمارید. یک بار دیگر این کار را تکرار کنید تا مطمئن شوید که شمارش را درست انجام داده اید. در ابتدای کار با یک پاراگراف شروع کنید و هنگامیکه این تمرین برای شما آسان تر شد، تمام کلمات یک صفحه را بشمارید. شمارش را به طور ذهنی و با حرکات چشم هایتان انجام دهید.
تمرین شماره ۲:
در ذهن خود از یک تا صد را بر عکس بشمارید.
تمرین شماره ۳:
در ذهن خود از شماره صد، سه تا سه تا بشمرید و کم کنید. ( ۱۰۰- ۹۷ - ۹۴ - ... )
تمرین شماره ۴:
یک کلمه و یا یک طرح ساده را انتخاب کنید و آن را به مدت ۵ دقیقه در ذهن خود تکرار کنید. هنگامیکه توانستید بهتر و آسان تر تمرکز کنید. سعی کنید این کار را برای مدت ۱۰ دقیقه انجام دهید و بدون آنکه تمرکز حواس خود را از دست بدهید.
تمرین شماره ۵:
یک میوه مثلا یک سیب را بردارید و از همه طرف به آن نگاه کنید. تمام حواس خود را بر روی آن متمرکز کنید و به چیز دیگری غیر از آن سیب فکر نکنید. وقتی به سیب نگاه میکنید به چگونگی رشد آن و یا ارزش غذایی آن و یا حتی مغازه ای که آن را خریده اید فکر نکنید، بلکه فقط و فقط به خود سیب فکر کنید. به آن نگاه کنید، آن را ببویید و لمس کنید.
تمرین شماره ۶:
همانند تمرین قبل عمل کنید با این تفاوت که این بار چشمانتان بسته باشد. در ابتدا تمرین شماره ۵ را به مدت ۵ دقیقه تکرار کنید و سپس به انجام این تمرین بپردازید. چشمان خود را ببندید و سعی کنید طعم، رنگ و بوی میوه را احساس و تصور کنید و هر چه میتوانید این تصویر را در ذهن خود شفاف تر کنید. اگر نتوانستید این کار را انجام دهید، چشمان خود را باز کنید، میوه را نگاه کنید و سپس تمرین را تکرار کنید.
تمرین شماره ۷:
یک شی ساده ( قاشق، چنگال و یا لیوان ) را بردارید و بر روی آن تمرکز کنید. از همه طرف به آن نگاه کنید بدون آنکه کلمه ای در ذهن داشته باشید. سعی کنید فقط به آن شی نگاه کنید بدون آنکه بر اسامی و یا کلمات مربوط به آن فکر کنید.
تمرین شماره ۸:
پس از آنکه در انجام تمرین قبل مهارت پیدا کردید، میتوانید این تمرین را انجام دهید. شکل هندسی کوچکی ( مثلث، مربع و یا دایره ) را بر روی کاغذ رسم کنید و آن را به رنگ دلخواه درآورید. سپس بر روی آن تمرکز کنید. فقط به آن شکل فکر کنید و افکار نامربوط دیگر را از خود برانید.
سعی کنید در طی تمرین به کلمات فکر نکنید.
تمرین شماره ۹:
مانند تمرین قبل عمل کنید با این تفاوت که این بار چشمانتان بسته باشد. اگر نتوانستید شکل را بطور کامل مجسم کنید، چشمانتان را باز کرده، چند دقیقه به شکل نگاه کنید سپس چشمان خود را ببندید و تمرین را ادامه دهید.
تمرین شماره ۱۱:
سعی کنید حداقل برای مدت ۵ دقیقه به هیچ چیز فکر نکنید. دقت کنید وقتی که تمرین های قبلی را با موفقیت به پایان رساندید، آنگاه نوبت به این تمرین خواهد رسید. در آن هنگام شما برای انجام این تمرین آمادگی خواهید داشت و قادر خواهید بود برای مدتی معین به هیچ چیز فکر نکنید. به زودی این کار برای شما آسان و آسان تر خواهد شد.
منبع:
www.successconsciousness.com
همه روان شناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی های آفریننده و شیوه های فکری واگرا را میتوان به افراد، به ویژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد. ما اینجا به طور خلاصه به چند اصل کلی برای پرورش خلاقیت اشاره میکنیم.
1. تجارب کودکان را به موقعیت های خاص محدود نکنید.
سؤالاتی بپرسید که با چرا و چگونه آغاز میشوند، نه کجا و چه کسی و چه وقت. سؤال هایی طرح کنید که دارای جواب های متعدد باشند. سؤال هایی که تنها یک جواب دارند منجر به تفکر همگرا میشوند، سؤال هایی که جواب های متعددی را در یادگیرنده بر میانگیزانند. شوق تفکر واگرا و آفرینندگی است.
2. برای طرح سؤالها و اندیشه های غیر معمول و بدیع ارزش قائل شوید.
از سؤال های غیر معمول که از سوی دانش آموزان طرح میشوندو شما از عهده جواب آنها بر نی آیید نهراسید. به آنها کمک کنید و با همکاری یکدیگر به جستجو برای یافتن جواب این سؤالات بپردازید.
3. فرصت هایی برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یادگیرندگان قرار دهید.
4. نسبت به تفاوت های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید.
گورتزل (1962- Gortzel) پس از بررسی شرایط پرورشی 400 نفر از افراد برجسته قرن بیستم تأثیر شرایط پرورشی آموزشگاهها و روش آموزشی معلمان را بر رشد توانایی های خلاق در کودکان به گونه زیر بیان داشته است. " معلمانی که بیش از معلمان دیگر مورد احترام و علاقه افراد نخبه مورد مطالعه ما قرار داشتند، معلمانی بودند که به این افراد امکان میدادند تا متناسب با توانایی هایشان پیش بروند. فرصت فعالیت کردن در موضوعات دلخواهشان را به آنها میدادند و آنها را به تفکر وا میداشتند و کتاب های مهیج به آنها معرفی میکردند"
5. رفتارهای آفریننده را برای کودکان سر مشق قرار دهید.
یلون و نیستاین (1977) در این مورد گفته اند: " دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی پس از مشاهده رفتارهای خلاق نشان داده شده در یک فیلم یا از سوی معلم، رفتارهای خلاق از خود نشان داده اند."
6. از روشها و فنون ویژه بالا بردن سطح آفرینندگی استفاده کنید.
معروف ترین این روشها روش بارش مغزی است. در این روش معلم مسأله ای را به دانش آموزان میدهد و از آنها میخواهد تا هر چه راه حل برای مسأله به ذهنشان میرسد بگویند. معلم دانش آموزان را برای دادن راه حلها و اظهار نظرهای مختلف تقویت میکند ولی پیش از ارایه تمامی راه حلها از سوی دانش آموزان، درباره آنها هیچ گونه اظهار نظری نمی نماید.
روش آموزش دیگری که منجر به بالا بردن سطح فعالیت های خلاق یادگیرندگان میشود، آموزش مهارت های پژوهشی (Research Skill) است. آموزش مهارت های پژوهشی به طرح و آزمودن فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک میکنند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک میکند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه به وسیله کودکان منجر به ایجاد طرز تفکر آفریننده در آنها میشود.
علاوه بر روش های فوق روش مطالعه آفریننده (Creative Study) نیز روش موثری در آموزش خلاقیت است. تورنس و هارمون (1961) نشان داده اند که میتوان به کودکان آموزش داد تا مطالب را به طور آفریننده بخوانند. آنها در این باره راهنمایی های زیر را در اختیار دانش آموزان قرار داده اند:
وقتی که به خواندن مطالب یک کتاب میپردازید به مورد استفاده های مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها بر میخورید بیندیشید. خیلی اهمیت دارد به راههایی که میتوانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار ببندید فکر کنید.
تنها به این سوال اکتفا نکنید که مولف چه میگوید؛ از خود بپرسید که چگونه میتوانم آنچه را که نویسنده نوشته است، مورد استفاده قرار دهم. تنها به یک مورد اکتفا نکنید تا آنجا که میتوانید موارد استفاده های بیشتری را بیابید و بعضی از آنها را برای مصارف آینده خود یادداشت کنید. ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید. با این حال مأیوس نشوید بعد از دو سه روز خواهید دید که میتوانید این روش مطالعه را به راحتی به کار ببندید.
مثالی از روش غنی سازی موثر (فیورستاین و جنسن 1980، به نقل اسلاوین، 1991)

راهنمایی: به اشکال سمت راست نگاه کنید. برای هر یک از شکل های سمت چپ در سمت راست شکلی وجود دارد که آن را کامل میکند. دانش آموز باید برای هر یک از اشکال سمت راست مکمل آن را در سمت چپ پیدا کند تا شکل بالای صفحه ساخته شود.
اغلب دانش آموزان، دانشجویان و علاقه مندان آموزشی از مربیان و استادان خود بارها پرسش میکنند که چگونه مطالعه کنیم تا مطالب را بهتر در ذهن سازماندهی کنیم؟ صبح زود مطالعه کنیم یا شب هنگام؟ با صدای بلند مطالعه کنیم یا به آهستگی مطالب را مرور کنیم؟ پیشکسوتان فرهنگی نیز با توجه به تجربیات و روش های علمی شیوه هایی را توصیه میکنند.
مطلب زیر از کتاب زمینه روانشناسی "هیلگارد" تهیه شده که میتواند پاسخگوی برخی از پرسش های مربوط به شیوه های مطالعاتی باشد. با هم این مطلب را مرور میکنیم:
اساس امر مطالعه و خواندن بدون فراموشی، یادگیری و حافظه است. در این جا با تکنیک " PQRST" ( که مخفف آن در زبان لاتین، " Preview " مرور اجمالی، " Question " سوال، " Read " خواندن، "Self-recitation" تلقین و تکرار " Test" آزمون است) آشنا میشوید.
مرحله P (مرور اجمالی):
در اولین گام مطالعه، مروری اجمالی بر کل مطالب مورد مطالعه کنید تا از موضوعهای اصلی آن تصوری پیدا کنید. این کار را میتوان با خواندن رئوس مطالب و سپس گفتارهای اصلی و تصاویر و عکس های آن انجام داد.
مهمترین جنبه مرحله مرور اجمالی این است که میتوان خلاصه مطالب را در پایان هر فصل به دقت خواند و در مورد هر یک از نکاتی که در این خلاصه آمده است تامل کرد. خواه ناخواه به ذهنتان خطور میکند که باید پس از خواندن مطالب جواب را پیدا کرده باشید و دستاورد این مرحله، به دست آوردن دید کلی نسبت به عناوین فصلها و نحوه سازماندهی آنهاست.
مرحله Q (پرسش کردن):
عناوین اصلی مطالب را به یک یا چند پرسش تبدیل کنید؛ پرسش هایی که با خواندن آن گفتارها، به پاسخ آنها دست مییابید. باید از خود بپرسید: " مطالب عمده ای که مولف میخواهد در این گفتار بیان کند، چیست؟ "
مرحله R (خواندن):
در این مرحله، گفتار مورد نظر را با دقت به معنای آن بخوانید و بکوشید جواب پرسش هایی را که در مرحله Q مطرح کرده بودید بیابید، لذا باید در مورد آنچه که در دست مطالعه دارید تامل کنید و آن را به مطالب دیگری که میدانید ارتباط دهید. پس میتوان واژهها یا عبارات کلیدی را در متن علامت زد. اصولا میبایست 10 الی 15 درصد متن را علامت زد زیرا در این مرحله، هدف این است که واژهها یا مطالب اصلی متن مشخص شود تا بعد بتوانید آنها را مرور کنید. تا وقتی تمام گفتار و مطالب کلیدی آن را نخوانده اید یادداشت برندارید این کار کمک میکند اهمیت نسبی هر نکته را دریابید.
مرحله S (تلقین و تکرار):
پس از به پایان رساندن مطالعه مطالب بکوشید تا نکات عمده آن را به یاد آورید و اطلاعاتی را که در آن مطرح شده است از حفظ بیان کنید، درس پس دادن به خود، روش بسیار موثری برای تثبیت مطالب در حافظه است. مطالب را به زبان خودتان بیان کنید و اطلاعات مطرح شده را از حفظ بگویید. در نبود افراد بهتر است با صدای بلند این کار را انجام دهید اما اگر افراد دیگری هم حضور دارند میتوانید این کار را در ذهنتان انجام دهید. مطلب را با متن مقابله کنید تا مطمئن شوید که آنها را درست و کامل به یاد آورده اید. با تکرار یا از برکردن مطالب، متوجه میشوید که چه چیزهایی را به خاطر نسپرده اید. این کار به شما کمک میکند تا اطلاعات را در ذهن خود سازماندهی کنید. پس از آنکه گفتار اولی به پایان رسید میتوانید به گفتار بعدی بپردازید و باز هم مراحل S.R.Q را در مورد آن به کار بندید. همین روش را تا پایان گفتارهای یک فصل اعمال کنید.
مرحله T (آزمون):
پس از پایان مطالعه یک فصل، باید از خودتان امتحان بگیرید و کل مطالب فصل را مرور کنید. بنابراین یادداشت های خود را دوره کنید و ببینید که آیا نکات اصلی را به یاد میآورید یا نه؟ بکوشید تا دریابید که مطالب مختلف فصلها چه ارتباطی با هم دارند؟ در مرحله T ، ممکن است برای یافتن مطالب و نکات کلیدی به کل فصل مراجعه کنید و در این مرحله باید خلاصه فصلها را بخوانید، همچنین به هر مدخلی جزئیات بیشتری بیفزائید. مرحله T را نباید به شب امتحان موکول کرد، بهترین زمان برای اولین مرور هر فصل، بلافاصله پس از خواندن آن است.
پژوهشهای انجام شده نشان میدهد که روش (PQRST) بسیار مفید بوده است، به گونه ای که بر روخوانی ساده مطالب فصل، از ابتدا تا انتها ارجحیت دارد، مرحله تلقین و تکرار در این روش بسیار مهم است. به جای چند بار خواندن مطالب بخش عمده زمان مطالعه را برای حفظ کردن فعالانه مطالب صرف کنید.
بر اساس پژوهشهای انجام شده، خواندن دقیق خلاصه مطالب هر فصل، پیش از خواندن آن، بهره وری مطالعه را بسیار بیشتر میکند. خواندن خلاصه هر فصل سبب میشود که کل مطالب آن در ذهن سازماندهی شود. حتی اگر نخواهید از تمام مراحل روش (PQRST) پیروی کنید خوب است به اهمیت تلقین و تکرار و خواندن خلاصه مطلب فصل برای ورود به مطلب توجه خاصی مبذول کنید.
چکیده: اکثر افراد دوست دارند در مواقعی که مطلبی را مطالعه میکنند جای مناسب و راحتی داشته باشند. البته برخی افراد اینگونه نیستند و در مترو، اتوبوس و تاکسی و حتی حاشیه خیابان نیز به راحتی روی مطلب یا موضوع مورد نظرشان تمرکز میکنند. اما به راستی چرا برخی میتوانند تمرکز حواس داشته باشند و برخی دیگر از آن بی بهره اند؟
دلیل آن هرچه باشد راههایی برای تقویت تمرکز در افراد وجود دارد که در این مقاله به برخی از آنها اشاره میکنیم.
تقویت تمرکز به تمرین نیاز دارد. ممکن است در هنگام شروع تمرینات ابتدا پیشرفت کمی را حس کنیم، ولی وقتی 4 تا 6 هفته که از پرورش یادگیری مهارتها گذشت، شاهد پیشرفت های قابل توجهی خواهید شد.
برای شروع تمرینات باید موارد زیر را تمرین کنیم:
1- حواست را جمع کن:
این شیوه ممکن است ظاهرا ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار موثر است. وقتی که حواستان پرت میشود و ذهنتان سرگردان است مرتب به خودتان هشدار دهید که " حواست را جمع کن ". این روش کم کم باعث میشود که توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب گردد.
2- روش عنکبوتی:
اگر شما تار عنکبوتی را تحریک کنید، تار تکان میخورد و عنکبوت نسبت به جنبش تار از خود واکنش نشان داده و میخواهد علت حرکت را بیابد. ولی وقتی این عمل چندین بار تکرار شود، خواهید دید که عنکبوت دیگر نسبت به حرکت تار هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد و متوجه میشود که حشره ای به دام او نیفتاده است. این روش را یاد گرفته و ذهن خود را پرورش دهید و در برابر حواس پرتی تسلیم نشوید. شما باید تمرکزتان را بر روی هدفی که در ذهن دارید، حفظ کنید.
3- فرصتی برای افکار مزاحم:
در طول روز زمان ویژه ای را به فکر کردن درباره مسائلی که به ذهن شما خطور میکند و تمرکزتان را بهم میزند اختصاص دهید. به طور مثال ساعت 4:30 تا 5 بعدازظهر زمانی است که شما میتوانید به این افکار بپردازید. هنگامی که این افکار مزاحم در طول روز به ذهن شما خطور کرد و باعث نگرانی شما شد، به یاد بیاورید که زمان ویژه ای را برای آنها در نظر گرفته اید و اجازه دهید که از ذهن شما خارج شود. کسانی که از این روش استفاده کرده اند، توانسته اند 35% از افکار مزاحم را در طول 4 هفته در خود کاهش دهند و این تغییر بزرگی است.
4- چوب خط زدن برای افکار مزاحم:
کارت های کوچکی درست کنید و آنها را به سه قسمت مساوی تقسیم کنید، یک قسمت را به صبح و یک قسمت را به بعداز ظهر و قسمت سوم را به شب اختصاص دهید. هر بار که حواستان پرت شد، یک خط در قسمت مخصوص بکشید و برای هر روز یک کارت برای خود تهیه کنید. به مرور متوجه خواهید شد که تعداد خطها روز به روز کاهش مییابد و این واقعا جالب است.
5- زمان استراحت:
وقتی که ما برای مدت طولانی مینشینیم، خون بدن ما به دلیل نیروی جاذبه، به طرف پایین ترین نقطه بدن یعنی پاها کشیده میشود. ماهیچه های ما همانند یک پمپ عمل میکنند. هنگامی که پس از نشستن راه میرویم، خون به طور یکنواخت به سراسر بدن میرسد. در نتیجه اکسیژن بیشتری به مغز شما میرسد و احساس شادابی و سرحالی میکنید.
6- عوض کردن موضوع:
بسیاری از دانش آموزان به وسیله تغییر موضوع مطالعه به تمرکزشان کمک میکنند. شما هم میتوانید هر 2 ساعت را به مطالعه یک درس اختصاص دهید و پس از آن موضوع را عوض کنید.
7- جایزه و پاداش:
هنگامی که کاری را به طور کامل انجام دادید، به خودتان پاداش دهید. کار شما ممکن است خیلی کوچک و یا بزرگ باشد. شما هم میتوانید متناسب با کارتان برای خود جایزه و یا پاداش در نظر بگیرید. این جایزه میتواند خواندن یک مطلب جالب و دیدن یک فیلم و یا هر چه شما دوست دارید باشد.
چکیده: درخت حافظه روش علمی یادداشت برداری است که بوسیله آن میتوان شکل کلی موضوع و ارتباط بین نکات مختلف را نشان داد. شکل جای گیری مطالب در درخت حافظه به گونه ای است که یادآوری و دوره مطالب را بسیار آسان میکند. با خواندن این مقاله با این روش آشنا خواهید شد.
در این روش مطالب بصورت فهرست وار نوشته نمی شوند بلکه شکل شاخه ای دارند، به این گونه که موضوع اصلی و درجه اهمیت مطالب و ارتباط بین آنها بصورت کاملا مشخص نشان داده میشود. مزیت دیگر این روش آن است که به راحتی میتوان مطالب جدید را به درخت حافظه تکمیل شده اضافه کرد، بدون آنکه نظم مطالب از بین برود، در یادداشت برداری معمولی این کار امکان ندارد.
مهم تر از همه اینکه شکل ظاهری درخت حافظه در به خاطر آوردن مطالب کمک بسیاری میکند. اگر شما شکل درخت حافظه را به خاطر بیاورید و آن را در ذهن خود ترسیم کنید، مطمئنا مطالب ذکر شده در آن و ترتیب جای گیری آنها را نیز به خاطر خواهید آورد. چون در این روش برای درک مطالب و ارتباط آنها با یکدیگر قسمتهای بیشتری از مغز فعال میشود و یادآوری آسان تر خواهد شد.
درخت حافظه علاوه بر یادداشت برداری در موارد زیر نیز کاربرد دارد:
- خلاصه کردن مطالب
- تنظیم مطالبی که از منابع مختلف گردآوری شده است.
- بررسی مسائل دشوار و پیچیده
- ایجاد طرحی کلی از موضوع مورد مطالعه
ترسیم درخت حافظه
در اینجا قسمتی از یک درخت حافظه را میبینید که موضوع اصلی آن یادگیری مرحله ای است.
برای ترسیم درخت حافظه به ترتیب زیر عمل کنید:
1- موضوع اصلی را در پایین صفحه بنویسید و دور آن خط بکشید. سپس از این قسمت خطی را به طرف بالای صفحه امتداد دهید. این قسمت با شماره 1 در شکل مشخص شده است.
2- سپس خطوطی را از خط اصلی انشعاب دهید و نکات مهم مرتبط با موضوع را در کنار این خطوط بنویسید. این قسمتها با شماره 2 در شکل نشان داده شده است.
3- اگر مطالب دیگری در ارتباط با نکات قبلی وجود دارد، خطوط قبلی را انشعاب داده و آن مطالب را بنویسید. این قسمتها با شماره 3 در شکل نشان داده شده است.
4- خطوط قبلی را باز هم انشعاب داده و مطالب جزئی تر را در کنار آنها بنویسید. (شماره 4 در شکل)
همانطور که میبینید این شکل دقیقا شبیه درختی است که شاخه های آن به همه طرف پراکنده شده است. البته محدودیتی در شکل ظاهری درخت حافظه وجود ندارد، فقط باید به این نکته توجه داشت که موضوع اصلی در پایین و گوشه صفحه قرار گیرد و مطالب دیگر به ترتیب اهمیت از آن منشعب شوند.
بعدها میتوانید مطالب جدیدتر را نیز به همین ترتیب به درخت حافظه اضافه کنید.

تقویت مهارت یادداشت برداری به روش علمی ( تکنیک درخت حافظه )
وقتی به ترسیم درخت حافظه مسلط شدید، میتوانید از آن بعنوان بهترین وسیله برای دوره مطالب و یا خلاصه نویسی استفاده کنید. بنابراین سعی کنید این مهارت را در خود پرورش دهید.
توصیه های زیر در پرورش این مهارت به شما کمک میکند:
- در بالای صفحه تاریخ رسم درخت حافظه را بنویسید.
- از کلمات و عبارات کوتاه و کلیدی استفاده کنید.
- مطالب را بصورت کلمات و عبارات کلیدی بر روی درخت حافظه یادداشت کنید و از توضیحات اضافی بپرهیزید. بخاطر داشته باشید که فقط 20% اطلاعات باید بر روی درخت نوشته شود و 80% بقیه در حافظه نگهداری میشود. در هنگام دوره کردن اگر چند بار کلمات کلیدی را مرور کنید، ذهن فعال شده و بقیه مطالب را به یاد خواهید آورد.
- خوش خط و خوانا بنویسید. کلمات را با فاصله و خوانا بنویسید تا در خواندن آنها دچار مشکل نشوید.
- برای مشخص کردن مطالب متفاوت، از رنگ های مختلف استفاده کنید. این کار از سردرگمی شما جلوگیری کرده و به فهم مطلب کمک میکند. میتوانید شاخه اصلی را با یک رنگ مشخص کرده و شاخه های منشعب شده را با رنگ دیگری و به همین ترتیب تا آخر.
- از نشانهها و تصاویر استفاده کنید. در جایی که لازم است از نشانهها و نقاشی های کوچکی که برایتان معنی دار و مرتبط با موضوع است، استفاده کنید. زیرا هنگام یادآوری مطالب، تصاویر سریع تر از کلمات به ذهن خطور میکنند و راحت تر به یاد آورده میشوند.
و نکته آخر اینکه، حتما یک بار این روش را امتحان کنید تا تاثیر مثبت آن را شخصا تجربه نمائید و سپس آن را بعنوان یکی از مهارت های یادگیری به کار بندید.
چکیده: این روش که یکی از قویترین روش های یادگیری است در سال 1996 توسط فردی به نام رابینسون ابداع شد. در این روش سعی بر این است تا با ایجاد زمینه ای در ذهن قبل از مطالعه، روند یادگیری فعال تر و آسان تر گردد. (SQ3R) مخفف این کلمات است: پیش خوانی (Survey)، سؤال سازی (Question)، خواندن (Read)، بازگویی و تعریف (Recite) و مرور (Review).
در ادامه به مراحل مختلف این روش اشاره میکنیم:
پیش خوانی:
درسی را که میخواهید بخوانید، ابتدا پیش خوانی کنید. سعی کنید برای پیش خوانی از روش زیر استفاده نمایید:
- نگاهی سریع و گذرا به متن بیندازید.
- نکات مهم و کلیدی را بیابید.
- سؤالات و تمرین های آخر درس را مرور کنید.
- پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شیوه ای گذرا بخوانید.
سؤال سازی:
در ذهن خود سؤالاتی راجع به موضوع درس بسازید. برای این کار میتوانید:
- عناوین و تیترها را بصورت سؤال درآورید.
- از خود بپرسید: "راجع به این موضوع چه میدانم؟"، "معلم راجع به این موضوع چه چیزهایی میگفت؟" و سؤالاتی از این قبیل.
خواندن:
متن درس را بطور کامل بخوانید. در هنگام خواندن:
- به دنبال جواب سؤالاتی باشید که در ذهن خود ساخته بودید.
- به سؤالات آخر درس جواب بدهید.
- زیر نکات مهم خط بکشید.
- اگر مطلبی را درست نفهمیده اید، دوباره آن را بخوانید.
بازگویی و تعریف مطالب:
بعد از آنکه خواندن یک بخش به پایان رسید، به بازگویی مطالب آن بپردازید.
- مطالب درسی را از حفظ برای خود تکرار کنید و یا خلاصه نویسی کنید.
- در تکرار مطالب از روشی که متناسب با تکنیک یادگیری تان است، استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر از حواس پنجگانه خود استفاده کنید، مطالب بهتر در حافظه تان جای میگیرد.
قدرت یادگیری سه برابر میشود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن.
و این قدرت چهار برابر میشود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن و نوشتن!
مرور مطالب:
بعد از آنکه مطالب را بطور کامل خواندید و برای خود بازگو کردید، نوبت به مرور مطالب میرسد.
- روز اول: بلافاصله بعد از مرحله تعریف و بازگویی، 5 دقیقه سریع مطالب را مرور کنید.
- 24 ساعت بعد: کتاب را ورق بزنید و به نکات مهم نگاهی بیندازید، به مدت 5 دقیقه این کار را انجام دهید.
- یک هفته بعد: به مدت 5 دقیقه مطالب درسی را مرور کنید. برای مطالبی که به نظرتان سخت تر است بیشتر وقت بگذارید.
- و به همین ترتیب هر چند وقت یکبار مطالب را مرور کنید تا هنگام امتحان به مشکلی برخورد نکنید.
به خاطر داشته باشید:
کسانیکه مطلبی را 6 بار پیاپی میخوانند در مقایسه با کسانی که در 6 نوبت و هر بار 5 دقیقه. این کار را میکنند، درصد یادگیری کمتری دارند.
چرا که در فواصل زمانی قدرت پردازش ذهن بالاتر میرود
چرا باید مطالبی را که میخوانیم مرور کنیم؟
زیرا بدون مرور نمی توان انتظار داشت که در جلسه امتحان مطالب خوانده شده را به یاد آورد.
کجا بایستی عمل مرور را انجام داد؟
در اتاقی ساکت که در آن میز و یک ساعت وجود داشته باشد و از گرما و نور مناسب برخوردار باشد.چراغ مطالعه را نیز توصیه میکنیم زیرا باعث میشود تا بتوانیم روی موضوعی مورد نظر تمرکز کنیم.
چگونه باید مرور کرد؟
اگر بدون در نظر گرفتن زمان به مطالعه بپردازیم توانائی های یادگیریمان به تدریج کم و کمتر میشود. در ابتدا زمان مطالعه را تعیین کنید. مثلاً در ابتدای مطالعه با خود بگوئید بعد از دو ساعت آن را متوقف خواهم کرد میبینیم که توانائی های یادگیری در ابتدا کاهش یافته و در پایان مدت، قدری افزایش خواهد یافت.
می توانیم با تقسیم جلسه دو ساعته، به چهار جلسه کوتاه تر(هر جلسه 25 دقیقه با استراحتی کوتاه در فواصل آنها) بازده یادگیری را افزایش دهیم. نمودار آبی بازده یادگیری را در یک جلسه مطالعه بدون استراحت نشان میدهد و نمودار قرمز بیانگر بازده یادگیری، در چهار جلسه کوتاه تر است.همان طور که میبینید مساحت زیر نمودار در نمودار قرمز بیشتر است لذا میزان یادگیری(L) بیشتر میباشد.

پس از چه مدت زمانی باید عمل مرور را تکرار کرد؟
نمودار زیر مقدار اطلاعاتی را که میتوانید به یاد آورید بر حسب زمانی که از لحظه مطالعه گذشته است، نشان میدهد. با تعجب مشاهده میگردد در ابتدا نمودار حالت صعودی دارد و این به خاطر آن است که مغز در حال مرتب کردن اطلاعات فراگرفته شده است و پس از مدتی به شدت شروع به افت میکند به طوری که پس از یک روز فراگیر تنها قادر است 25% مطالبی را که یاد گرفته است، به یاد آورد.
اگر پس از ده دقیقه آنچه را که فرا گرفته اید به طور خلاصه برای خود یاد آوری کنید؛ نمودار با شیب ملایم تری افت خواهد کرد. این مطلب با ده دقیقه استراحتی که به خود میدهیم مطابقت دارد. به محض اینکه پس از استراحت برای مطالعه بر میگردیم باید به مرور مطالب جلسه قبل بپردازیم.

اگر مرور اجمالی مطالعه را یک روز بعد و مجدداً یک هفته بعد تکرار نمائیم، نمودار حالت صعودی پیدا میکند. واضح است که با انجام این عمل مطالب فراگرفته شده در حافظه بلند مدت قرار خواهد گرفت. مسلما فهمیدن مطلب به یادسپاری آن کمک میکند و این در حالی است که حفظ کردن طوطی وار باعث پائین رفتن نمودار میشود.

باید توجه داشت رعایت فواصل مناسب زمانی برای مرور مطالب میزان یادگیری را افزایش میدهد. منحنی های فراموشی نشان میدهند که مطالعه درس هر روز مدرسه در همان روز به مراتب بهتر از آن است که درس هر روز را قبل از کلاس بعدی بخوانید.
متن ترجمه بخشی از کتاب O-Level Physics میباشد.

یکی از روش های مؤثر یادگیری مطالب ،استفاده از جعبه لایتنر است.
در اینجا نحوه کار با این جعبه را توضیح میدهیم و امیدواریم شما با استفاده از این ابزار ساده و سودمند،بر یادگیری خود بیفزائید و در زمان محدودتر با کیفیت بهتر مطالب بیشتری را به خاطر بسپارید.
این وسیله توسط محقق اتریشی " سباستین لایتنر" طراحی شده و مطالب را از حافظه کوتاه مدت شما به حافظه بلند مدت منتقل مینماید. یادگیری به کمک این روش شما را از تکرار مطالب بی نیاز میسازد. همین امر یادگیری را شیرین و جذاب میکند.
بنا به روال گذشته مباحث علمی و زیرساختی مقالات را با رنگ متفاوت مینویسم تا خوانندگان گرامی برای جلوگیری از اتلاف وقت از آن بگذرند. لکن دانستن آن برای معلمان،مشاوران،برنامه ریزان آموزشی و درسی و کلیه کسانی که به مباحث روان شناختی و تربیتی علاقه مند خالی از لطف نیست.
اساس علمی:
این وسیله بر اساس تجارب روان شناسی و تربیتی زیر طراحی شده است:
1. اگر انسان یک مطلب یا مفهوم را به خوبی فرا بگیرد بعد از یک روز تا یک هفته تقریباً 45% آن را فراموش میکند و بعد از یک ماه 80% آن فراموش میشود. به این ترتیب فقط 20% مطلب وارد حافظه درازمدت میشود. جعبه لایتنر برنامه را به گونه ای تنظیم میکند تا با بیشترین تکرار در قسمت خطرناک منحنی فراموشی،مطالب به حافظه دراز مدت هدایت شود.
2. قانون یادگیری اسکینر: بر اساس این قانون هرگاه بعد از هر عملی پاداش دریافت شود، انجام آن عمل تشدید خواهد شد. امتیاز بیشتر، پاداش موفقیت در بازی است. این امتیاز شما را علاقمند میکند تا کماکان، با شدت بیشتری به بازی ادامه دهید.
این خاصیت در جعبه یادگیری لایتنر استفاده شده است، یعنی فرد تنها زمانی به قسمت بعدی میرود که مطلب را آموخته باشد، این عمل درست مانند امتیاز دادن، فرد را به ادامه فرایند یادگیری تشویق میکند.
مزایای این وسیله:
1. از تکرارهای غیر ضروری جلوگیری میکند: شما برای آنکه مطلبی را از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت منتقل کنید نیازمند تکرارهای مکرر هستید. وقتی صفحه ای را برای چندمین بار مطالعه میکنید، مجبورید مطالبی را نیز که قبلا آموخته اید مجددا مرور کنید. در صورتی که دیگر لزومی به تکرار نیست و تکرار بی جهت آنها باعث اتلاف وقت و انرژی، بی حوصلگی و در نتیجه دل زدگی شما میشود. اما جعبه لایتنر فقط مطالب چموش و رام نشدنی را شکار کرده و ما را وادار به تکرار آنها میکند.
2. اگر شما روند یادگیری را برای مدتی رها سازید، هیچ اختلالی در کار یادگیری ایجاد نمی شود جز آنکه مجبور میشوید کارتها را بار دیگر مرور کنید. البته توصیه ما این است که کار را به طور منظم ادامه دهید.
3. با گرفتن امتیاز و مشاهده پیوسته موفقیت ، یادگیری برای شما از عملی خسته کننده به یک بازی لذت بخش و دلنشین تبدیل میشود.
چگونه از جعبه لایتنر استفاده کنیم:
جعبه لایتنر یک قوطی در باز است که از پنج قسمت تشکیل میشود.
|
1 |
2 | 4 | 8 | 15 |
عرض قسمت های مختلف به ترتیب 15,8,4,2,1 واحد است. این جعبه را میتوانید خودتان با مقوا، جعبه یا قوطی های پودر لباسشویی ، کفش و... درست کنید، یا اینکه از بازار تهیه نمائید.
این روش را میتوانید برای یادگیری لغات زبان انگلیسی،فارسی و یا هر فرمول یا مطالب درسی فراری که میخواهید به خاطر بسپارید به کار گیرید.
هر موضوع یادگرفتنی را روی یک برگ کاغذ(فیش) بنویسید. دقت کنید که روی هر فیش تنها یک موضوع یادگرفتنی نوشته شود. یعنی لغت را در یک روی کاغذ و جواب آن را در روی دیگر برگه مینویسید.
مراحل کار:
1. روز اول: تعدادی از برگهها را تکمیل میکنید و پس از اینکه هر دوروی برگه را یکی دوبار مرور کردید، برگهها را در خانه اول جعبه قرار دهید. میتوانید هر روز، ده پانزده یا تعداد بیشتری برگه آماده نمائید.شاید در بعضی روزها هم برگه ای تهیه نکنید.
2. روز دوم: ابتدا برگه هایی را که دیروز تهیه کرده بودید از خانه اول بردارید.سؤالات را از روی برگه بخوانید و سعی کنید جوابها را به خاطر بیاورید. آنهایی را که بلد نبودید، مجدداً در خانه اول قرار دهید و آنهایی را که بلد بودید، به خانه دوم منتقل کنید. پشت این برگه های خانه دوم یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار دهید.
در پایان، برگه هایی را که در روز دوم برای اولین بار تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
3. روز سوم: به برگه های خانه دوم دست نمی زنید زیرا خانه دوم هنوز تکمیل نشده است و ظرفیت دو گروه برگه را دارد. پس باز هم از برگه های خانه اول شروع میکنید و برگه هایی را که جواب سؤالاتشان را بلد هستید به خانه دوم منتقل مینمائید و در پشت کاغذ رنگی قرار میدهید تا این برگهها با برگه های روز گذشته مخلوط نشود. برگه هایی که پاسخشان را بلد نیستید به همراه برگه های جدیدی که امروز تهیه کرده اید در خانه اول قرار دهید.
4. روز چهارم:
الف. ابتدا از خانه دوم شروع کنید، زیرا خانه دوم ظرفیت دو گروه برگه را دارد و ظرفیت آن روز قبل تکمیل شده است. ولی فقط برگه های ردیف جلوتر را برمی دارید.(یعنی برگه هایی که جلو کاغذ رنگی قرار دارند) سؤالات روی این برگهها را مطالعه میکنید و اگر جواب درست دادید برگهها را در داخل خانه سوم و در ابتدای آن قرار میدهید و پشت این برگهها یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار میدهید تا فاصله گذاری مشخص شود. ضمناً برگه های باقی مانده در خانه دوم را جلوتر میبرید و کاغذ رنگی را در پشت این برگهها میگذارید.
ب. سپس به خانه اول برگردید و برگه های آن را بردارید و آنهایی را که بلد هستید در خانه دوم و پشت کاغذ رنگی قرار دهید.
ج. برگه هایی که پاسخ آنها را بلد نیستید و همچنین برگه های جدیدی را که تهیه کرده اید در خانه اول میگذارید.
5 . خانه سوم برای چهار گروه برگه در نظر گرفته شده و باید چهار روز صبر کنید تا این قسمت تکمیل شود.البته هر روز پس از ورود برگهها از خانه دوم به خانه سوم پشت این برگهها یک کاغذ رنگی میگذارید تا قسمت سوم هم به تدریج و پس از چهار روز تکمیل شود.
6. خانه چهارم جای هشت گروه برگه را دارد و هشت روز پس از ورود اولین برگهها پر خواهد شد. خانه پنجم جای پانزده گروه برگه را دارد و شانزده روز پس از ورود اولین برگه ها، این قسمت تکمیل میشود. یعنی اگر شما در کارتان وقفه ای نیندازید سی روز طول خواهد کشید تا هر پنج قسمت جعبه لایتنر تکمیل شود. توجه دارید که بین هر دو گروه برگه یک کاغذ رنگی با ارتفاع بیشتر قرار میدهید تا برگه های مربوط به روزهای مختلف با یکدیگر مخلوط نشوند.از روز سی و یکم به تدریج برگهها از داخل جعبه خارج میشوند و شما میتوانید این برگهها را بایگانی نمائید. زیرا پس از پنج بار تکرار موفقیت آمیز هر برگه در زمان های متفاوت، میتوانید مطمئن باشید که آن موضوع را برای همیشه فرا گرفته اید و هیچگاه آن را فراموش نخواهید کرد.
به این ترتیب شما با روشی که شبیه بازی انفرادی است، در اوقات فراغت میتوانید با کمترین میزان اتلاف وقت آنچه را که یادگیری اش برایتان مشکل تر است بیشتر تکرار کنید و زودتر و برای همیشه به خاطر بسپارید و آنچه را که زودتر یاد میگیرید فقط با پنج بار تکرار برای همیشه فرا بگیرید.
نکته مهم: در هر مرحله که به سؤال یک برگه نتوانستید جواب دهید باید آن را به اولین خانه برگردانید.
چکیده: مقدمات و شرایط اولیه لازم برای آغاز مطالعه چیست؟ چگونه میتوان پرورش مناسبی برای آغاز مطالعه یافت؟ برای مطالعه بهتر لازم است پاسخ مناسبی برای این پرسشها بیابید. مقدمات و شرایط اولیه لازم برای آغاز مطالعه چیست؟ آیا تا کنون دقت کرده اید که هر جلسه مطالعه شما چگونه شروع میشود؟
برای آنکه بتوانید بهتر مطالعه کنید، به نکات زیر توجه نمائید:
1- مکان مطالعه: دانش آموزان در خصوص مکان مطالعه عادتهای متفاوتی دارند. مطالعه در منزل، پارک و کتابخانه عمومی از رایج ترین مکانهای مطالعه محسوب میشوند. آنچه در این باره باید بدانید این است که محیط و مکان مطالعه علاوه بر داشتن شرایطی چون سکوت و آرامش، باید تا حد امکان ثابت و بدون تنوع باشد.
اگر میخواهید واقعا با تمرکز مطالعه کنید، باید سعی کنید که خود را به محیط یکنواخت و ثابت عادت بدهید.
بنابراین فضاهای عمومی مانند پارک برای یک مطالعه جدی، مکان مناسبی محسوب نمی شوند. تغییرات مکرر در دکور اتاق و یا مکان نیز - چون مخل تمرکز است - توصیه نمی گردد.
2- هدفمندی مطالعه: هدف مندی در مطالعه یعنی داشتن یک ذهنیت روشن و شفاف درباره اهداف، برنامهها و پیش بینی های لازم. این موضوع را از زوایای مختلف میتوان مورد بحث قرار داد. یک بعد مهم آن به نیات، ایده آلها و انگیزه های شما بر میگردد. بعد دیگر آن به آرامش ذهنی و نظم رفتاری شما مربوط است. مسئله دیگر این است که چقدر مهارتها و ظرافتهای لازم را در برنامه ریزی و به خصوص پیش بینی تغییرات به خرج دهید. یعنی اگر به دلیلی برنامه شما بهم بخورد چگونه مدیریت زمان میکنید.
3- آغاز هوشیارانه: هوشیاری یعنی داشتن یک آگاهی ارادی و به عبارت بهتر یعنی بیداری آگاهانه. بسیاری از ما به هنگام مطالعه بیداریم، ولی از هوشیاری لازم برخوردار نیستیم. برای داشتن هوشیاری لازم، وضو بگیرید، نیت کنید، برای یکی دو دقیقه چشمان خود را ببندید و افکارتان را بر روی کاری که میخواهید انجام دهید متمرکز کنید، مثل اینکه من در این لحظه با آمادگی کامل میخواهم مطالعه ام را شروع کنم. تمرین خودآگاهی و تقویت هوشیاری، کیفیت آغاز و ادامه را افزایش خواهد داد.
4- تفاوت های فردی: بر خلاف گفتهها و تبلیغات بعضی از مراکز، هیچ قانون کلی برای تعیین مقدار زمان لازم مطالعه وجود ندارد. چون افراد مختلف توان و حوصله و هوش متفاوت دارند. بنابراین مهم تر از آنکه ساعات مطالعه خود را افزایش دهیم، این است که از مطالعه مان - هر قدر هم اندک باشد - بهترین و بیشترین استفاده را ببریم. پس به جای مقایسه مقدار ساعات خود با دیگران، از زمانهای مطالعه خود به طور مطلوب استفاده کنید.
5 - برنامه ای برای افزایش ساعات: اگر میخواهید که ساعات مطالعه خود را افزایش دهید، دقت کنید که نباید عجله کرد. چون هر رفتار در طول زمان به وجود میآید، تغییر رفتار نیز نیاز به زمان دارد. عجله و دستپاچگی در افزایش زمانهای مطالعه به نتیجه ای غیر از آشفتگی و اضطراب نخواهد انجامید.
6- تعیین خط پایه: مبنای افزایش ساعات مطالعه، ارزیابی وضع فعلی و تعیین خط پایه است. این کار بسیار آسان است و میتواند توسط خودتان یا یکی از اطرافیان انجام گیرد. برای یک هفته یا ده روز نموداری رسم کنید که محور عمودی آن نشان دهنده دقایق و ساعات و بردار افقی آن نشان دهنده روزها باشد. در پایان روز آخر میانگین ساعات را محاسبه کنید. حال بر اساس توانایی های فردی خود و با یک روند منطقی در ماه اول 60 تا 90 دقیقه و در ماههای بعد به همین ترتیب ساعات بیشتری را به برنامه خود اضافه نمایید.
چکیده: یکی از مهمترین تکنیکهایی که باعث افزایش قدرت یادگیری میشود، افزایش فعالیت ذهنی است. میزان واکنش ما نسبت به مطالب تحت تاثیر حالات روحی، علایق، انگیزهها و فنون مورد استفاده در مطالعه تغییر میکند. هر چقدر این واکنش نسبت به مطالبی که مطالعه میکنیم بیشتر باشد، آنها بیشتر و بهتر در ذهن ما جای خواهند گرفت. برای ایجاد واکنش فعالانه ذهن میتوانید از روشهای معرفی شده در این مقاله استفاده کنید.
1- گرم کردن: ذهن ما نیز مانند جسم ما برای اینکه ورزیده تر باشد و کارش را بهتر انجام دهد، نیاز به گرم کردن دارد. در پانزده دقیقه اول مطالعه نیروی ما صرف گرم کردن مغز در جهت تمرکز روی موضوع مورد نظر میشود. بنابراین کارآیی فرد در 15 دقیقه ی اول کمتر است. حتما تا به حال متوجه شده اید که در دقایق اول امتحان فهم سوالات و پاسخ دادن به آنها تا اندازه ای مشکل است. اما بعد از چند دقیقه با سهولت بیشتری موفق به پاسخ دادن به سوالات میشوید. پس اگر شروع درسی برایتان مشکل بود، دلسرد نشوید و به مطالعه ادامه دهید. وقتی ذهنتان آماده شد با سرعت بیشتری مطالب را فرا خواهید گرفت.
بطور کلی بهترین راه برای گرم کردن ذهن، مرور مطالب گذشته است. این کار علاوه بر آماده کردن مغز، باعث میشود که بهتر بتوانید بین معلومات جدید و دانسته های قبلی ارتباط برقرار کنید.
2- تکرار کردن: همانطور که ذکر شد، مرور و تکرار مطالب گذشته به فهم مطالب جدید کمک قابل توجهی مینماید؛ چون باعث میشود ذهن فعال تر شود.
3- اثر "بالارد": این اثر مربوط به قسمت ناخودآگاه ذهن میباشد. در حقیقت بعد از مطالعه قسمتی از مغز هنوز به فعالیت خود در زمینه یادگیری و یادآوری مطالب خوانده شده، ادامه میدهد. درست مانند وقتی که پا را از روی پدال گاز برمی دارید، اما ماشین هم چنان به حرکت خود ادامه میدهد.
برای تقویت و ادامه این حرکت ذهنی باید:
اولا، نسبت به مطالب در خود علاقه ایجاد کنید، زیرا ثابت شده مطالب مورد علاقه زمان کمتری میبرد. حتی تظاهر به داشتن علاقه به یک مطلب قدرت یادگیری را افزایش میدهد.
ثانیا، در خود انگیزه ایجاد کنید. اهمیت یادگیری مطالب را برای خود مشخص کنید تا با هدف و انگیزه بیشتری مطالعه کنید.
ثالثا، پس از مطالعه مطالب مشکل، به ذهن خود کمی استراحت دهید. چون هر چقدر مطالب مشکل تر باشد و قوای ذهنی بیشتری را بکار گیرد، حرکت ناخودآگاه ذهن بیشتر خواهد بود.
جالب است بدانید بسیاری از کشفیات مهم مانند کشف انسولین که توسط "بانتینگ" صورت گرفت، در اثر فعالیت قسمت ناخودآگاه ذهن و در خواب حاصل شده است.
| چگونه بهتر تمرکز کنیم؟ |
|
|
|
چکیده: بسیاری از دانش آموزان از عدم تمرکز در هنگام مطالعه شکایت دارند. آنها فکر میکنند قدرت تمرکز یک استعداد ذاتی است که برخی انسانها فاقد آن هستند؛ اما حقیقت این است که با انجام تعدادی تمرین ساده میتوان قدرت تمرکز را چند برابر کرد. در این مقاله قصد داریم شما را با تعدادی از این تمرینها آشنا کنیم.
|
|
برای یادگیری تمرکز در ابتدا باید مکان آرامی را بیابید که در آن کسی مزاحم شما نشود؛ سپس بر روی زمین و یا یک صندلی راحتی بنشینید. نفس عمیقی بکشید و بدن خود را به حالت آزاد و رها نگهدارید. سعی کنید تمام عضلات خود را آزاد و شل کنید. اکنون میتوانید به انجام تمرینها بپردازید. قبل از انجام تمرینات به نکات زیر توجه کنید: - با اولین تمرین شروع کنید و هر روز آن را تکرار کنید تا اینکه به انجام آن مسلط شوید و قادر باشید برای مدت ۵ دقیقه به چیز دیگری غیر از آن فکر نکنید. - با خودتان رو راست باشید و هنگامی که مطمئن شدید تمرین اول را با تمرکز کامل و به درستی انجام داده اید، به انجام تمرین بعدی بپردازید. - زمانبندی خاصی برای انجام این تمرینها پیشنهاد نمی شود، چون اگر به شما گفته شود که باید در مدت یک هفته تمرینی را تکمیل کنید و به آن مسلط شوید و شما از عهده این کار بر نیایید، ممکن است ناامید شوید و یا گاهی ممکن است برای به پایان رساندن تمرین در زمان تعیین شده، آن را بطور کامل و صحیح انجام ندهید. بخاطر بسپارید که گاه روزها، هفتهها و حتی ماهها تمرین مستمر لازم است تا به این مهارتها مسلط شوید. - هنگام انجام تمرینها به چیز دیگری فکر نکنید. دقت کنید که به رویا فرو نروید و خواب آلوده نباشید و هنگامیکه احساس میکنید فکرتان به مسائل دیگر مشغول شده، تمرین را متوقف کنید. - وقتی که در انجام این تمرینها مهارت پیدا کردید، میتوانید مدت آن را بیشتر کنید و یا دو بار در روز به انجام آن بپردازید، اما در ابتدا سعی نکنید که بیش از اندازه تمرین کنید. ممکن است فکر کنید که تمرینها بسیار ساده و آسان هستند و بخواهید تمام آنها را در یک زمان انجام دهید. اما توصیه ما به شما این است که به تدریج پیش بروید و ذهن خود را خسته نکنید تا به نتیجه بهتری دست یابید. - به خاطر داشته باشید که افراد مختلف دارای قدرت تمرکز متفاوتی هستند. برخی افراد دارای قدرت تمرکز بالاتر و برخی ( دارای قدرت تمرکز ) پایین تری میباشند. مهم نیست که شما قدرت تمرکز کمی دارید، مهم این است که میتوانید آن را تقویت کنید و برای این کار نیاز به استعداد خاصی ندارید. تقویت این مهارت تنها بستگی به میزان ممارست شما در انجام این تمرینات دارد. کافی است روزی ۱۰ دقیقه برای این کار وقت صرف کنید. در پایان، بعد از گذشت زمانی شما قادر خواهید بود که در زمانها و مکانها و شرایط گوناگون بر کارها و مطالعات خود تمرکز داشته باشید. میدانید این به چه معنی است؟ توانایی تمرکز کردن، فکر کردن و عمل کردن تحت هر شرایطی با کمال آرامش و خونسردی، واقعا موفقیت بزرگی است. توصیه آخر اینکه، روی هر تمرین آنقدر کار کنید تا مطمئن شوید که آن را به درستی انجام داده اید و کاملا بر آن مسلط گشته اید. اکنون به سراغ تمرینها میرویم. ممکن است برخی از آنها آشنا یا ساده به نظر برسد، اما انجام آنها باعث میشود که قدرت تمرکز شما بیشتر شود. |
|
منبع: |